ماه ششم ، نیمه ی دوم ، ارتوپدی

ارتوپدی واقعا قشنگه.تنها بخشیه که از دیدن مریض های سرپایی و درمانگاهیش هم لذت میبرم.از صبح تا ظهر توی درمانگاه 75 تا مریض می بینیم با سرعت نور!

حیف! اولین باریه تو عمرم که اعتراف می کنم یه کاری مردونه س.ارتوپدی واقعا یه رشته ی مردونه س و من با افسوس میگم که از پسش بر نخواهم اومد 22.gif تو اتاق عمل دکتر پیچ و پلاک رو داد من باز کنم.پیچ  اول و دوم هیچی اما سومی که به وسط هاش رسید احساس میکردم الان جونم از حلقم درمیاد 35.gif از رو هم که نمی رفتم! می خواستم با چنگ و دندون بازش کنم هر چی زور داشتم از عمق وجودم هل میدادم تو مچ دستهام یععععععععع! سر پیچ چهارم دستهام سِر شد و بازوم مور مور! پیچ گوشتی رو که اومدم جا بزنم تو پیچ پنجم دیگه بازوهان از کتفم جدا شده بود! دکتر گفت بده من! نگاش کن چند تا پیچ رو دادم برام باز کنی ها 21.gif گفتم خیییییلی زور می خواد 268.gif تکنسینه گفت این که آسونترینشه04.gif

راست میگن! اونروزی که دکتر توتال هیپ داشت و با مته و چکش افتاده بود به جون لگن یارو تاق تاق! تیکه های استخون و گوشت و خون می پاشید تو سر و صورت همه من یکی که در رفتم از اتاق! یه دفعه هم دکتر م می خواست یه فمور جا بندازه تمام دکترها و تکنسین ها رو از همه ی اتاقها صدا کردن هر کدوم یه ور مریض رو گرفتن و می کشیدن.یکی میگفت : حالا! و بقیه :یا علیییییییییییییی 19.gif بی خود نیست ارتوپدها اینقدر با هم خوبن ،به هم نیاز دارن! بارها شده سر یه عمل دکتر از یکی دیگه خواهش کرده بیاد کمکش...ارتوپدی رشته ی سنگینیه !

* دکتر عباسی شخصیت جالبی داره.آروم و مودب در عین حال تر و فرز موقع عمل.ممکنه یه روز صبح سه تا توتال نی بذاره که به نظر من خیلی جون می خواد! یه اخلاقهای خاصی داره.زیاد توجهی به اطراف نداره،خودش سر برانکارد مریض رو میگیره میاره تو اتاق عمل خودش پرپ و درپ می کنه کارهای بیماربر و تکنسین رو خودش انجام میده بدون اینکه سرش رو بالا بیاره یا به کسی چیزی بگه.خیلی هم خوش اخلاق و خوش برخورده از معدود آدمهایی که مریض رو فقط به عنوان یه case نگاه نمی کنه،واقعا دلسوزه .اذان ظهرم که میگن تنها کسیه که میدوه تو نمازخونه! همین ها بسه به نظر من که بشه یه آدم خاص!

* دکتر حق پناه گل منه 06.gif از اون آدمهایی که همه جا با خودش شادی می بره.درسته که اینترنش نیستم(چون در یک معامله ی پایاپای دکتر حق پناه رو دادم تا تونستم دکتر صفاری رو بگیرم!) ولی هر فرصتی که گیر بیارم میرم سراغش.ورودش به اتاق عمل همه رو سر شوق میاره.از در که میاد تو رو می کنه به تک تک آدمها و سلام سلام سلام...بعد با یه لحن با مزه ای میگه صبح به خیــــــــر! یه ضرب المثلی هست که میگن...بعد با یه حالت جدی یکی از آهنگ های در پیت 30 سال پیش رو به عنوان ضرب المثل میگه! اینقدر هم به جا و درست استفاده می کنه که آدم می مونه! خودش میگه می خوام یه امثال الحکم چاپ کنم به اسم امثال الحکم بهنام! اولش با صبح به خیر شروع میشه آخرشم با شب به خیر تموم میشه 25.gif وقتی که هست همه ی آدمها می خندن. عاشق اخلاقشم.راستی این همون فامیلمون ایناس که دانشجوییم باهاش بودم.از همون موقع هم یادمه روزهای درمانگاه حتی وقتهایی که شبش کشیک بود و تا صبح تو اتاق عمل سرپا وایساده بود و به زور چشم هاش رو باز نگه میداشت جلوی پای مریض ها بلند میشد و با همه دست میداد.یه جنتلمنگ به تمام معنا 25.gif بابام که از باباش تعریف می کنه با خودم میگم بی خود نیست اینا اینجوری بار اومده ن.شخصیت آدمها به خاطر نحوه ی تربیتشونه.یکی میشه این یکی هم میشه مثل دکتر فلانی که دریغ از یه ذره شخصیت! اونروز تو جلسه ی case report هر جا نظری مخالف نظرش گفته میشد پا میشد اون وسط راه میرفت و بلند بلند آواز می خوند! یه حرکات زشتی از خودش نشون میداد که آدم می موند این واقعا ...یعنی آدم از یه دهاتی بی سواد پشت کوهی هم چنین انتظاری نداره!

روزهایی که دکتر حق پناه کشیکه ظهر میاد یه سر اورژانس.بعد از هزار تا سلام و صبح به خیر، میگه امشب منم ها هوام رو داشته باشین! منم میگم چشم دکتر مریض افقی نمی خوابونیم03.gif _مرسی! خیالم راحت باشه؟ پس شب به خیر! (اما از شانسش هر وقت که هست یه مریض بد میاد!)

دیروز تو اتاق عمل رفتم پیشش گفت دیشب خیلی بداخلاق شده بودم؟ گفتم نه زیاد.حق داشتین با اون مریضه! گفت آره به خدا مریض بدی بود! منم دست خودم نیست از افقی بدم میاد!

همینجور که داشت عمل میکرد این چراغه بالا سر تخت برای خودش دور اتاق می چرخید! نمی دونم پیچ کجاش شل شده بود36.gif دکتر می خواست با کله ش چراغ رو صاف نگه داره! من وایسادم چراغ رو گرفتم. هی دیگه ازم عذرخواهی میکرد که ببخشید شما الان در نقش سه پایه این! ببخشید که شونه تون درد گرفت! ببخشید که اینقدر تجهیزات ما کامله! بعد هی برام ضرب المثل می گفت!

ظهر که داشتم میرفتم پاویون دیدم یکی داره میدوه دنبالم و صدام میکنه.برگشتم می بینم دکتره! خانوم دکتر ببخشید امروز خیلی اذیت شدین شونه تون درد گرفت...

من که میگم اگه یه نفر دو تا آدم مثل دکتر رحیمی و دکتر حق پناه تو زندگیش داشته باشه دیگه هیچی کم نداره

* دیروز استادمون می خواست از دانشجوها امتحان بگیره به ما هم گفت بیاین! چقدر با مزه بود! یکی شون اینقدر هول شده بود که راست و چپ رو هم قاطی میکرد،یکی دیگه نیشش تا بناگوش باز بود و هر چی دکتر می پرسید با چشم های گشاد فقط نگاه میکرد! یه دختری خیلی ریلکس بود.هر چی می پرسید بلد نبود می گفت اینو شما نگفتین دکتر که خودش جواب میداد می گفت آفرین! همینه! میدونستما! اینقدر از دستش خندیدیم! خلاصه فهمیدیم چرا استادا اینقدر اصرار دارن امتحان بگیرن! ما رو میذارن سر کار خودشون کلی حال می کنن!

* چند شب پیش من اسکرین بودم،زهرا هم کشیک اطفال بود.با پدر و مادر یه بچه دعواش شده بود! گفته بودن باید پرونده ی بچه رو بدی بریم جواب آزمایش بگیریم خیلی مودبانه گفته بود نیاز نیست فقط این برگه رو ببرین! همین! تمام اورژانس رو گذاشته بودن رو سرشون.هر چی از دهنشون در اومد گفتن به زهرای بیچاره.تو شعور نداری،تو سواد نداری،خوبه هنوز دکتر نشدی،تو غلط کردی اینجا نشستی...بعد هم که نگهبان داشت بیرونشون میکرد آقاهه عربده می کشید:من،اینو تیکه تیکه می کنم! 34.gif زهرا طفلک اشکش در اومده بود(آقاهه تو کشتارگاه کار می کرد13.gif) دیگه کار کشید به سوپروایزر و شب تو پاویون بودیم که سوپروایزر زنگ زد به زهرا که پاشو بیا با اینا صحبت کردم آقاهه رو مجبور کردم ازت معذرت خواهی کنه.رفت و برگشت گفتیم چی شد؟ گفت:ازم عذرخواهی کرد گفتم آقا من از این ناراحتم که به شما هیچ حرف بدی نزدم اما شما اونجوری کردی.آقاهه برگشته گفته:ببخشید آبجی دست خودم نبود.شما اگه شب تا صبح با مریض ها سر و کله میزنین منم به خدا شب تا صبح با گاو و گوسفند سر و کله میزنم 13.gif24.gif

/ 15 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيروس

به خاطر همين ژست عملگی٬ هيچوقت از ارتوپدی خوشم نيومده. يعنی چی عين گاری سوارا وسط اتاق عمل داد ميزنن:«بکشييييييييييييد!»؟ منا دکتر تا قشنگ دو بار از مريض و همراش کتک نخوره٬ دکتر نميشه.

آذرخش

يادش به خير ! حدود ۲ سال پيش ! بخش ارتوپدی ! کشيکهايی که يکيش حتی ۹۹ تا مريض هم ۲ اينترنه ديدم - و در جواب دکتر رضا - بيشترشون رو هم ما اينترنای دون پايه ميديديم ! از معاينات اوليه و نوشتن راديوگرافی و ديدن عکس و پانسمان و آتل و بخيه!

دختر ارديبهشتی

من اولين فينت دوران دانشجوييمو تو اتاق عمل ارتوپدی به منصه ظهور رسوندم! تا قبل از اون فک می کردم چه لوسن اينايی که راه براه فينت می کنن...ولی خب...يه بکش بکشی راه انداخته بوديم تو اتاق عمل؛ اتنده هم دعوام می کرد که چرا انقدر شل و ولی...بعدش فقط شنيدم که همه اومدن طرفم گفتن وااای بيگيرينش....

آذ‌رخش

راستی اگه اين ارتوپدی اينقدر رشته خشنی نبود ، و بقولی مردونه نبود ! شايد واسه تخصص ميشد بهش فکر کرد ! اما ...

سورنا

سلام انترن کوچولو سال نو رو پيشاپيش بهت تبريک ميگم اميدوارم سال جیدید سال خوبی برات باشه پر مریض مث درمانگاه ارتوپدی:)) توی بخش ارتو خیلی مواظب خودت باش مريض ها یا آژيته ان يا بی ادبيات

علی مقيمی

والا من هيچوقت از ارتوپدی خوشم نمياد! خشانتش خيلی زياده! با اين وجود موفق باشين! خاطره هاتون جالبه! آدم ميره تو فضای اونجا! خوب ميشه اگه ادامه بدين! در ضمن سال خوبی داشته باشين! پر از موفقيت و سلامتی و شادی!

هومن

شقايق جان عيدت مبارک!

ارسلان

برآمد باد صبح و بوی نوروز بکام دوستان و بخت پيروز مبارک بادت اين سال و همه سال همايون بادت اين روز و همه روز سال خوبی داشته باشی همراه با موفقيت و کاميابی و کامرانی

مريم

يك شاخه گل سپيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده‌ايست دارايي من آن هم شب عيد تقديم تو باد

مهندس

سلام. سالي توام با موفقيت را براي شما ارزومندم. يا حق