علم علم علم...

برگشتم

فقط می تونم بگم فوق العاده بود

اونهمه عظمت و شکوهی که دیدم...

حالا دلم می خواد تا مدتی فقط بهش فکر کنم

خدایا شکرت

خط الراس

 

(یک ساعتی هست رسیده م خونه.بعد از یه حمام حسابی چایی رو گذاشتم دم بکشه و...عالی بود.تا همونجایی رفتم که حسش بود و دلم می خواست.بچه ها هم تا یک ساعتی قله رسیدن.همه به سلامت برگشتیم.یه چیزی رو اونجا جا گذاشتیم و دنیایی رو با خودمون پایین آوردیم.الان فقط می خوام فکر کنم...به لحظه لحظه ی سفر...این یکی احتمالا گزارشش صد صفحه میشه!)

/ 7 نظر / 4 بازدید
سورنا

سلام:) خوشحالم که بهت خوش گذشته

آنا

ما چاکر شقايق خانم هم هستيم. من که خيلی دوستت دارم و با نوشته هات هم هميشه حال ميکنم. جای تو هم اونجا خالی بود . ايشالا دفعه بعد با هم ميريم دماوندو صعود ميکنيم.

آنا

آخ جون. صد صفحه!!!!!!!!!!! زودتر بنويس ديگه!!

امیر رضا

اللهم صل علی .... پس سالمی

میثم

سلام پس بالاخره با اون انگشتا رفتی علم اين تيتر علم علم علم من و ياد برنامه پارسالم با بچه های اميرکبير انداخت که اون آهنگ سرجيک و که ميگه دبی دبی بريم دبی رو می خونديم علم علم بريم علم. ولی بايد من و با خودت يک برنامه ببری . می خوام يک آتيشی بسوزونم

ری را

خيلی خوشحالم بعد اون همه تلاش که توی زرد کوه زدی بالاخره رفتی علم کوه زودتر بنويس طومار بلندت رو که منتظريم

الف-رضايي

چندتا ايراد داشت: ۱-اکثهای شما کپی رايط نداشت. ۲-اين آقاهه کی بود‌. افشین خان.خيلی باهاله اگه ميشه تیلیفونشو بدين تا ببريمش پوموری. ۳-بعدشم دوروق ننويسين یکی می گفت چیزایی که از تو کوله تون در آوردين حداقل۱۱۲ کيلو وزن داشته: سنگ پا. طناب ۱۱ میل. نوشابه خانواده(۳تا). کفش پاشنه بلند.باواریای سیب. جاوید(۱۰۰کیلو) ۴-بعشم نمیدونین این چشمه دومی که میگین حالا زیارتگاه شده وملت میان بیاد شما دوتا کلی می خندن.(اینطوری رازداری میکنن؟) ايشالا سال ديگه از ديواره صعود کنی.ماروهم ببرين