Child abuse

*نمی دونم چرا میگن از هر دستی بدی از همون دست پس می گیری.این هیچوقت برای من اصل نبوده تو زندگی.هیچوقت کاری نکرده م برای اینکه جواب بگیرم،رضایت شخصی از خودم اغلب برام مطرح بوده. اما بعضی وقتها دلم می خواد همونجوری که بوده م باهام رفتار بشه."بعضی وقتها" انتظار زیادی نیست...فقط بعضی وقتها

 

* وقتی یه دختر 4 ساله میاد با ضایعات هرپسی دور آنوس به چی فکر می کنین؟ من حتی فکرم رو به مادرش نگفتم و فرستادمش بره درمانگاه.دکتر می گفت برعکس اونی که تصور میشه تو کشور ما اصلا این موارد کم نیست.من اقلا ماهی یکی دو تا می بینم! با بچه ها که حرف میزنیم میبینم اونها هم خیلی دیده ن.منم دیده م.اونهمه تو درمانگاه زنان و حالا هم اطفال! موردهاش کم نیست از بچه ی 3 ماهه تاااا...بیشتر از همه اون پسر 18 ساله دلم رو سوزوند که از خجالت پشت در وایساده بود.مادرش گفته از وقتی پسرم دنیا اومده پدرش دیگه طرف من نمیاد! حالا اومده گواهی بگیره! فکرش رو بکن 18 سال! ما چی کار می کنیم؟ هیچی! برین پزشکی قانونی!

 

بچه ها...بچه های بی دفاع...

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

سلام خوب هستيد؟ يه درخواست دارم اگه ممکنه بعضی اصطلاحات پزشکی که استفاده می کنيد رو توضيح بدين من تقريبا از پزشکی چيزی نمی دونم .. اما خب وبلاگتون رو می خونم ولی بعضی موقع ها (مثل الان ) نمی فهمم موضوع چيه ! مرسی

رضا

خيلی غم انگيزه :(( از اون غم انگيزتر ادعاهايی است که تو اين مملکت داره ميشه !:((

ميم

اینجا معنی اینکه میگن بچه ها بی دفاع هستن را عمیقا درک میکنم

علی مقيمی

:(

ياس

نفهميدم يعنی چطوری؟

صميم

من از کلمه آنوس قضيه رو فهمیدم .خيلی درد آوره تصور اينکه پدری پاره تنش رو به خواری بکشه.غرور شکسته اون پسره خيلی دلم رو درد آورد.چه چيزايی ميبينی و تحمل ميکنی شقايق.خيلی دل بزرگی ميخواد ديدن اينها و شنيدن دروغ هايی که از امنيت کودکان ميشنويم...مملکت اسلامی.....زنده باد....

آنا

منم نفهميدم درباره چی حرف زدی شقايق جونم !!