تاسوعا و عاشورای امسال

جمعه که رفتیم صفه یه ذره سرما خورده بودم.چی کار کنم دست خودم نیست! نمی تونم خودم رو کنترل کنم وقتی برف می بینم...نتیجه این شد که رفتم تو مایه های پنومونی!

شنبه کیوان زنگ شد که فردا شب میریم غار کلمانکره(همون برنامه ی دو هفته پیش که به خاطر بسته بودن جاده ها کنسل شده بود) خبر خیلی خوبی بود.صبح یکشنبه زود رفتم روستا(برای فیلد بهداشت) هی نشستیم که بازرسی که قرار بود بیاد تا ما زود جیم بشیم بریم مراسم زنجیرزنی ببینیم.یه گروه هستن که زنجیرهای مخصوص دارن به اسم زنجیر کاردی 13.gif که یه چیزایی مثل قمه  تهش آویزونه ! دلم می خواست برم ببینم اما بازرس نامرد دیر اومد و خلاصه نشد برم.عقده ش رو دلم موند!

2ewo0ea.jpg

3z0al1h.jpg4ig56bp.jpg

داداشم میگه دیوونه می خواستی بیای چی ببینی؟ این کارها که دیدن نداره! اما به نظر من یه بار دیدنش می ارزه.کاری به تفسیر و توجیهش ندارم اما اینم یه مراسمیه واسه خودش.حیفه یه عمر اینجا زندگی کرده باشی اما یه بار این مراسم رو ندیده باشی.مثل اینه که بری فرانسه اما برج ایفل رو نبینی، یا بری ایتالیا و اسپاگتی نخوری!

 

(من حالم بد بید! سرم گیج میره نمی تونم طولانی بنویسم.شرح مسافرت و گزارش غار و اینا بمونه واسه بعد)

/ 10 نظر / 5 بازدید
هومن

تو مراسم عزاداری رو با برج ايفل مقايسه می کنی؟؟

اروس

منم بودم می رفتم اون دسته رو می ديدم! باهات کاملا موافقم:*

گيلاسی

اخه اين چه کاريه !!! خوب شد نديدی !!‌ ياد کتاب کد داوينچی افتادم!!! نکنه اينا هم اينوطری ميخوان امام حسين رو درک کنن !!

گرگ بيابون(۲)

سلام دوست وهمکارعزيز من مدتها با وبلاگ شما اشنا هستم و در وبلاگ قبلی هم لينک داده بودم می شه خواهش کنم به وبلاگ جديدم لينک بدين من هم متقابلا اين کار رو کردم وبا اجازه لينک دادم به شما موفق باشين

آرزو

نهههه نمی ديدم! زودی خوب شی دوست جونم!

اروس

وااااای اين عکس ها رو اين دفعه ديدم. چقدر وحشتناکه...

Hanieh

heyyy, injurisho dige nadideh budam.