سیاه تر

تهران _ اصفهان   کیلومتر ۱۹۵

چشمهام ثابت مونده روی شیشه ی بغل ماشین.تصویر نیم رخ بابا توی شیشه...عینک،گونه،یقه ی تیشرت سبزش که هفته ی قبل با هم خریدیم...چشم از تصویر برمیدارم،یه کم جلوتر فرمان ماشین،دست بابا و روشنی ِ سیگار لای انگشت هاش.نفس عمیق می کشم،دیگه حالم از بوی سیگار بد نمیشه.می خوام همون هوا رو تنفس کنم که توی ریه های اون بوده،هر چند کثیف،هرچند بد بو،عمیـــــق می فرستم تو ریه هام...دستم ناخودآگاه میره بالا،انگشتهام میره لای موهاش،نازش می کنم،موهاش رو میریزم به هم.مثل جوجه هام وقتی سرشون رو می خاروندم کله ش رو تکون تکون میده...دستم لیز می خوره میاد پایین،سرش رو یه ور خم می کنه،دستم گیر میوفته بین شونه و لپش،فشار میده،گرمای صورتش گرمم می کنه.یواشی سر برمی گردونه و دستم رو می بوسه...دستم می مونه روی شونه ش،نمیدونم چقدر،اونقدر که خوابم بگیره و دستم شل بشه...چشم که باز می کنم برق شیشه ی عینک بابا روی شیشه ی بغل،یه نور سرخ که میاد بالا و میره پایین...نفس می کشم...

چشم هام رو می بندم و پلکهام رو محکم فشار میدم به هم.یه تلاش دیگه برای تشخیص کلماتی که میرقصن توی نور خاکستری غروب...کتاب رو می بندم و میذارم پشت شیشه ی عقب.هدفون رو توی گوشم محکم می کنم و آهنگی که دوست دارم میارم،آبی،آبی ِ کیشلوفسکی،فیلمی که هم خودش هم آهنگش عجیب منقلبم می کنه...موزیک با کُر شروع میشه،بعد یه سمفونی باشکوه...نفس توی سینه م حبس میشه...سری که به شونه م تکیه داده با یه تکون میوفته.موش کوچولوی من خوابش برده.آروم زیرش جابه جا میشم،سرش رو میذارم روی سینه م.دستم هنوز روی سرشه،موهاش سیاهه،چقــــــــدر سیاهه! انگشتهای من لای موهاش بازی می کنن،مثل ابریشم نرمه و صاف،مثل ابریشم...صدای فلوت...یه ردیف نگین،مثل الماس، لای موهای صاف برق میزنه...چه ذوقی میکرد دخترک دیروز وقتی آرایشگر لای موهاش نگین می چسبوند،من از تو آینه نگاش میکردم که لبهاش رو به زور به هم فشار میداد تا کسی خنده ش رو نبینه اما من همه ی ذوقش رو از لای موهایی که توی صورتش ریخته بود توی برق نگاهش دیدم،چشم های سیاه پشت حریر ابریشمی ِ سیاه! زیر لب میگم کدوم کرم ابریشم به این ظرافت موهات رو بافته گل ِ من؟ زیر لب غرغر میکنه،آه میکشه و سرش رو جابه جا می کنه...نفس نمیکشم،نکنه تکون ِ نفسهام بیدارش کنه! صدای پیانو...

همه چیز چقـــــــــــــــدر آرومه ،من اما...

میله های وسط اتوبان وقتی با سرعت میری عین یه خط صاف می مونه.اون دور دورا کوه ها،یه سایه ی سیاه،بالاترش ابرهای سیاه تو پس زمینه ی آسمون،امشب آسمون چقدر سیا س...دنبال ستاره ها می گردم،فقط یه لحظه یه برق ِ کم نور،یه جرقه،یه چشمک...بعد نور محو میشه و باز همه چیز سیا س...

به اون بالا فکر می کنم،اونجا که بالاتر از سیاهی باز هم سیا س

 

 

 

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اروس

:)

سياوش

سلام ارامش .... خوش به حالت ... هميشه همين جور بمون ...

سياوش

راستی شعر زير لوگوی وبلاگت قبلی خيلی قشنگ بود و اين هم خيلی قشنگ تره ...

آرش کمانگير

سلام عزیز وبلاگ زیبایی دارید امیدوارم هر کجای این کره خاکی زندگی می کنید زیر سایه حق و همیشه موفق باشید اگه زحمتی نیست به ما هم سری بزنید هیچ هدیه ائی زیباتر از گل نیست و آن را نثارت می کنم

علی

سلام وعرض ادب واحترام به پزشکان ودانشجويان گرامي بنده قداست واحترام خاصي را براي پزشکان و پرستاران قائلم و سعي کردم که با وجود مشکلات ومحدوديت هاي فراوان همسر اينده ام را از اين صنف اختيارکنم .حدود دوسال از افراد مختلف خواستم تا در اين مورد به من کمک کنند ولي متاسفانه تا حالا بي نتيجه بوده علتش را نميدونم.انساني هم نيستم که به اين زوديا خسته بشم و مطمئنم کسي پيدا خواهد شد ولي چه کسي کجا و..؟نميدونم.الله اعلم.باور مي کنيد اکثر بيمارستانهاي تهران و اصفهان را رفتم وجستجو کردم ولي بي نتيجه بوده.يا نامزد داشتن يا حاضر نبودن بياند اصفهان زندگي کنند يا خيلي مرفه بودنديا.. نميدونم شايد خدا اينکونه مي خواد ما را ازمايش کنه. جالبه ؟نه؟ گرچه معتقدم ادمي چيزي را که با سختي بدست بياره براش خيلي ارزش واحترام قائل خواهد شد ولي ديگه راهي را نميدونم که مرا به مقصد برسونه شما ميدونيد؟اينترنت و وبلاگهاي پزشکي اخرين اميدم بود تاشايد کسي کمکم کنه.شايد هم من از اين مطلب غافلم که خيلي وقت فاتحه مهرباني وعطوفت خونده شده وسنگدلي باب شده.درسته؟مهرباني کيلو چند؟پول ومقام را بچسب. خدا نکنه تو اين روزگار کسي محتاج خلق بشه.امين

علی

سلام شما که اصفهان درس ميخوني حاضري به من کمک کني؟

Elham D

نازی موش کوچولو! بايد موهای ناز و خوشگلی داشته باشه! نه بابا اون تایتل "خدای آسمونها" رو بیشتر برای تستها گفتم. الهی اين امتحانهای من "لا خاک برد (bered)" لهجه تونو درست یاد گرفتم؟ :)

دژاوو

سياه چقدر اين رنگ آشناست

مجيد(درد گنگ)

هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من میخواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد