اتوسکوپ و اسپکولوم

ENT خوبه.اون خاطرات بد دوره ی دانشجویی دیگه از ذهنم پاک شده.نمی دونم چرا اینقدر بدم اومده بود ازش! هر روز با احساس تهوع از درمانگاه میومدم بیرون! البته نمی دونم ِ نمی دونم هم که نه...بخش آخر بود،خستگی و نزدیک شدن پره به اضافه ی بی مزگی ِ درمانگاه،فارنژیت، اوتیت ، سینوزیت! به اضافه ی کثیف کاریهاش و شستشوی گوش!

منفورترین وسیله در نظرم اسپکولوم بینی بود! استاد گرامی یه دونه اسپکولوم رو تو دماغ همه می کرد.جوجو می چسبید بهش انگار نه انگار! یه دفعه یه دونه موی گنده و کلفت دماغ چسبیده بود به یکی از اسپکولوم ها! واااای هر چی یادش میوفتم تهوع می گیرم! موهه اینقدر تو دماغ همه رفت و برگشت، دیگه همه داشت حالمون به هم می خورد نمیشد هم که به دکتر چیزی بگی!  خلاصه موهه گشت و گشت تا آخرش بالاخره تو دماغ یه بدبختی جا موند! 34.gif

استاد می خواست مثلا اسپکولوم و اتوسکوپ ها رو تمیز کنه همینجور فرو میکرد توی ظرف پنبه های تمیز.اینترنمون هم یه دختر خانوم خیلی بهداشتی بود.ما یهو به خودمون اومدیم دیدیم این اینترن بیچاره هر مریضی رو معاینه می کنه بعدش یه تیکه پنبه الکلی در میاره دست و بالش رو تمیز می کنه ! از همون پنبه الکلی های تمیــــــــــــــــــــــــــــــــز 40.gif که به لطف استاد دماغ مالی و سرومن مالی شده بودن.یواش بهش گفتم خانوم دکتر یه چیزی میگم زیاد ناراحت نشیا! دکتر اسپکولوم و اتوسکوپ رو با این پنبه ها تمیز می کنه! دیگه تصور کنین که اون بدبخت چه حالی شده بود و در حالی که سعی میکرد دست هاش رو یه متر دور از خودش نگه داره دور اتاق میدوید دنبال آب! 20.gif

ببینین چی بود که منی که هیچوقت حالم بد نمی شد و تو بخش زنان همه ی اسپکولومها رو میذاشتم و راحت  TV و TR می کردم داشتم بالا میاوردم! 43.gif

 

اما اینترنیش خوبه.به خصوص وقتی یه دونه اینترن باشی... اصلا رابطه ی اینترن و اتند فرق می کنه.دیگه اونجوری دست به سینه وای نمیسی جلوش.درس نمی پرسه ازت.رابطه خیلی دوستانه س.حالی میده وقتی جلوی دانشجوها اینقدر آدم حسابت می کنن! (هنوز مونده دکتر امین جواهری ِ جراحی که همچین خرابمون کنه...!) اسپل و دوز داروها اونقدری که فکر میکردم سخت نبوده تا حالا.دو تا نسخه که می نویسی دیگه یادت نمیره.اتاق عمل هم با وجود فینگیلی هایی که میان برای آدنوئیدکتومی(جراحی لوزه سوم) خوش میگذره! باحاله! بعضیاشون کلی شجاعن و هیچی نمی گن.بعضیاشون از همون دم در گریه می کنن که مامانمو می خواااااام! اونوقت اینقدر کیف میده بری بغلشون کنی هی لپشون رو بکنی باهاشون حرف بزنی اونام در حالی که هق هق می کنن جوابت رو بدن! 04.gif اینقدر حرف بزنی تا ساکت بشن، بعد سرشون گول بمالی که الان یه پروانه ی آبی ِ خوشگل میاد یه نیش ِ کوچولو بهت میزنه! بعد که پروانه هه میاد نیشش رو بزنه همه ی تدابیرت دود میشه و اونا بازم مامانشون رو می خوان 14.gif

یه دختر 4 ساله ی گرد و تپل و سبزه و مو مشکی بود که تا دستش رو گرفته بودم که پروانه هه کارش رو بکنه گوله گوله اشک میریخت می گفت بهش بگو یواش نیش بزنههههههه 21.gif عزیــــــــــــــــــــزم 11.gif

خوب ENT تنوع نداره و به هر حال رشته ی مورد علاقه ی من نیست(نه بابا! حالا کی تو رو راه داد!) ولی خوشحالم که دیگه ازش بدم نمیاد 01.gif

 

/ 15 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گيلاسی

عزيزم به ای دی همين ايمل خودت برات اف گذاشتم...

ارسلان(ارسلان و خاطراتش)

سلام من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم ٬ از طريق لينک شما در وبلاگ آ د ت ٬ بايد بگم که واقعا وبلاگ جالبی داری و خيلی جالب می نويسی من از اين به بعد جزو خوانندگان ثابت نوشته ها ی شما می شم ٬ اگر اجازه بديد شما رو با افتخار به لينک هام اضافه کنم

آنا

آخ آخ آخ !! نميخواد جواب سوالمو بديد. خودم رفتم از دوستم پرسيدم و فهميدم چيه !!

احسان بشيرگنجي

سلام. آدرس وبلاگ من بدليل فيلتر شدن سيستم بلاگ اسپات تغيير کرد. ( جهت اطلاع )

اروس

چه زود جراحی تموم شد!

سياوش

اگه ديگه اومدم اينجا بابا يه برنامه برو ديگه

علی مقيمی

امان از دست اين پروانه ها که آروم هم نيش نميزنن! منهم بچه بودم چند بار اینجوری گول ماليده شده سرم!

يه فارغ التحصيل اصفهان که سالهاست در حسرت اصفهانه

سلام يه سوال دارم شما انترن اصفهان هستی ؟؟؟؟‌ ميشه يک کم از جزئيات بيمارستانا بيشتر بنويسی ؟‌تنها دلخوشی ام فعلاْ‌تو زندگی همون خاطرات دوران دانشجويی و انترنی اصفهانه که فقط با خوندن وبلاگهايی مثل شما عمليه !‌ قدر انترنی و کشيکهاشو بدون ُ‌مخصوصاْ‌ کشيکهای روان بيمارستان خورشيد

شقايق

يه فارغ التحصيل اصفهان که سالهاست در حسرت اصفهانه: ميشه لطفا خودتون رو معرفی کنين يا اقلا يه آدرسی چيزی از خودتون بذارين؟