من از تنهایی نمی ترسم

نشسته ایم پشت میز اسکرین.از معدود ساعتهای خلوت اورژانس...دستشو گذاشته زیر چونه شو چشماش انگار به اون دور دورا خیره شده.دلم می خواد بزنم تو سرش! سرمو میذارم رو شونه شو آروم تو گوشش می خونم...وقتیییییییییییییی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگه دااااار وقتییییییییی ای دل...هی! عاشق شدی رفت دختر! قیافه شو برام کج و کوله می کنه.بعد دوباره دستش میره زیر چونه ش آه می کشه و میگه: دعا کن!

باید اعتراف کنم! درکش نمی کنم! اینو به خودش هم گفته م.اون میگه خوش به حال تو! ولی من فکر میکنم مثل اون بودن خیلی خیلی آسون تره.مثل اون فکر کردن،مثل اون عاشق شدن.من زیادی پیچیده فکر می کنم اونقدر که گاهی حتی خودمم نمی فهممش! شاید برای همینه که هیچوقت عاشق نشده م.دلبسته چرا ولی عاشقی...

 

عشق ِ اینجوری به نظرم بیشتر نیازه.من از نیاز بدم میاد...

 

میگه آخرش کی چی؟

میگم آخرش برای من یا هیچیه یا همه چی...حد وسطی وجود نداره

میگه تنها می مونی...

 

 

 

 

عشق یعنی بخشیدن

و من برای بخشیدن

هنوز اونقدرا قوی نشده م

 

من

برای عاشق شدن

خیلی کوچیکم

 

 

 

 

سرمو میذارم روی شونه شو آروم زمزمه می کنم:وقتییییی ای دل....اشک توی چشمهاش جمع میشه! میگه حالا چی کار کنم؟ میگم هیچی عزیز دلم ،فقط صبر کن

 

 

دلبستگی رو دوست دارم

 وابستگی اما ...

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیروس

وقتی درباره عشق حرف بزن که ۴-۳ بار تا حالا عاشق شدی وگرنه با غزليات حافظ و شمس و داستان رومئو و ژوليت و حرفای شريعتی و کتابای فهيمه رحيمي کسی از عشق سر درنمياره.

آيدين

حالا که نیستی توی دنیایی که مات و تار و مُردَس توی این شب که دل از همه آزُردَس یادمه میشد بشینیم پای هم تا صبح فردا پای این دل که حالا تیکه و خُردَس حالا که نیستی نگاهام خسته و کوفته به در مونده اسم زیبا و قشنگِت مثل گل واسم مُعَطَّر مونده تو دل ِ این لحظه ها یه تازیانه خاطره ها رو واسم کرده بهانه میخورم شلاقتُ تا دَم ِ آخر آخ که چه دلسرد و بی رَحمه زمانه با چهره ای غم زده تو ی خونه داره واسه مسافرش میخونه خاطره چیست؟ فراموشی چه سخته! چرا دِلِش همیشه فکر اونه؟ ------------------------------------- سلام دوست من...وبلاگ زيبايی دارين...موفق باشين.

laila

salam mishe lotf konin esme khanande in sher ro ham ke mige vaghti ei del be gisoie parishon miresi khodet ro nigah dar ham begin??? man modthast donbal in sher va music hastam , thanx

شقایق

مرسی که باهام موافق نيستين منم همينو ميگم دکتر جعفری جان من سر در نميارم.در ضمن نه رومئو ژوليت رو خوندم نه اهل شريعتی ام نه فهيمه رحيمی.حافظ و مولانا هم که تو اين باغ ها نيستن که! اما انگار شما تجربه دارين.بگين ماهم ياد بگيريم

شقایق

ليلا جان فکر کنم ؛جهان: باشه.والا منم اينقدر بچه ها خوندن ياد گرفته م!

آنا

تو دقيقا مثل من هستی !!! منم تا حالا نتونستم.... !!

نگارنده

اما من کاملا باهات موافقم کاملا:)

نگارنده

چقدر خوندن اين مطلبت آرومم کرد يه چيزايی رو گفتی که من هيچ وقت نتونستم بيان کنم حرف دل خودم بود باور کن کيف کردم

آذرخش

با تو رفتم بی تو باز آمدم از سر کوی او دل ديوانه!!!