دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ،۱۳۸٢
 

اینهمه از خوبیای دارغوزآبادمون گفتم حالا یه کمی هم بدیاش

برام عجیبه یه روستای کوچیک و اینهمه اختلاف طبقاتی؟ واقعا زندگیاشونو نمیشه با هم مقایسه کرد.بعضیاشون از نظر فرهنگی خیلی خوبن.یعنی فرقی با مردم عادی ندارن نسبتا تمیز و مودب و با فرهنگ بعضیاشونم چی بگم! واقعا آدم با چشم خودش میبینه آدمایی رو که حتی پول یه بلیط اتوبوس ندارن باهاش برن شهر دکتر.یه پیرزن اومده بود حالش بد بود باهاش حرف زدیم یه کم راهنماییش کردیم.برای مشکلش گفتیم آب جوش و سالاد زیاد بخور میگه از کجا بیارم!!! اینقدر چین و چروک تو صورتش بود که فکر کردیم 80, 90 سالش هست.بعد که تو پرونده شو دیدم متولد 1330 بود.از طرف دیگه تو همون ده می بینیم آدمایی که وضعشون به نسبت خیلی خوبه.فکر میکردم این چیزا فقط توی شهر دیده میشه.

یه چیز جالب اینکه اکثر دخترا و زنای جوون روستا دیپلم دارن اما من حتی یه مرد هم ندیدم که از سیکل بالاتر باشه.و مساله جالبتر تاثیریه که همین میزان درس خوندن تو زندگی اینا داشته.واقعا دخترای دیپلمه شون با اونایی که کمتر درس خوندن قابل مقایسه نیستن.از هیچ نظر!

به طور کلی اینجا از نظر بهداشتی سطحش بد نیست یعنی اصلا بیماری عفونی واگیرداری ندارن و آمار مرگ و میر بچه های زیر 5 سال هم صفره! درسته که کوچه ها خاکیه و خونه کاهگلی هم زیاده اما اکثر خونه های روستا حمام دارن و مدرسه هایی هم که بازدید کردیم خیلی خوب بودن.با این حال نمی دونم چرا اینا کم حمام میرن.رشد بچه ها هم خوب نیست و اکثرا هول و حوش صدک 5 می چرخه.بچه ها همه شون فسقلین! سن ازدواج پایینه و خرافات هم کم نیست اما خوب اینا همش قابل حل شدنه به مرور زمان ایشالا...

اما یه چیزی خیلی منو ناراحت کرده.اعتیاد! اینجوری که من فهمیدم خیلی زیاده یعنی به قول خودشون غیر از پیر مردا بقیه همه پا منقلین.آخه چه جوری میشه که جوونای یه روستا که نیروی فعال و مثلا  آینده سازن همه معتاد باشن؟ برای من قبولش سخته اما خوب این چیزیه که خودشون میگن و باید پذیرفت.اینجوری که اصلا نمیشه به آینده امیدی داشت! تازه بدتر میشه وقتی می فهمی روستاهای اطراف هم همین وضعو دارن و با در نظر گرفتن اینکه اینجا اصفهانه و مثلا بین بقیه استانهای کشور زیادم اوضاش خراب نیست ...

 

امروز یه زن افغانی اومد پیش ما.زنه خودش یه بچه یه ساله بغلش بود و یه دختر جوون هم همراهش.اشاره کرد به دختر بزرگش و گفت برای این دختر من پرونده درست می کنین؟ حامله است! من و دوستام داشتیم شاخ در میاوردیم.دختر به این کوچولویی 8 ماهه حامله بود.13 سالش بود.چقدر خوشگل و معصوم بود خدایا.پرسیدم شوهرت چند سالشه گفت 60 سال!!! من دیگه داره گریه ام میگیره  چرا هیچکس یه کاری نمی کنه؟

 

نمی دونم کی گفته ما جهان سومیم؟ ما از جهان سوم هم یه چیزی اونورتریم...


 
comment نظرات ()