دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٢
 

ای خداااااااا آخه چرا من اینقدر بدبختم؟؟؟ نتونستی 5 روز تعطیلی با دل راحت به ما ببینی؟ حالا همه اش باید تو هول باشم که کی نمره ها رو میدن و من چند میشم.تا حالا به این فلاکت نیوفتاده بودم.اونم واسه امتحانی که هم خیلی خوندی هم بلدی! اصلا این فارماکو با من لجه! تازه استاد محترم لطف کردن امروز نمره امتحان میان ترم که من خراب کرده بودمو زیاد کردن و سهم پایان ترم کم شد.ببین استاد هم با من لجه! خلاصه که اگه یکی دو تا سوال جا به جا بشه...  اونوقت باید بشینم فکر کنم خودمو چه جوری بکشم بهتره.اما راستیاتش اصلا حس افتادن ندارم! ولی رو حساب احتمالات کاملا امکانش وجود داره.اما خوب از اونجایی که من اصولا بر آنچه دلم می گوید گردن می نهم پس بی خیال!

آغاز تعطیلات تابستونی رو به خودم تبریک عرض می کنم.اینا اصلا اون چیزایی نبود که می خواستم بگم ولی نمی دونم چرا مغزم فرار می کنه.طفلکی خوب حق داره... امشبو بهش استراحت میدم.برای این 5 روز تعطیلی کلی برنامه ها دارم.


 
comment نظرات ()