دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٢
 

* اینم از انتخاب واحد این ترم...ظرف نیم ساعت همه کاراشو کردم تموم شد.من نمی دونم چرا بعضیا اینقدر غر میزنن سر انتخاب واحد! کاری داره؟ میری قشنگ فرمو از دفتر می گیری. بعد لیست واحدایی که قبلا مسوولین محترم برات انتخاب کرده اند رو از روی بورد می نویسی.بعد میری وارد کامپیوتر می کنی و تشریف میبری خونه.تازه اگر خودم راهو اشتباه نرفته بودم و تو دانشکده فنی گم نشده بودم یه ربع بیشتر نمیشد.اما عجب بزرگه این دانشکده فنی.بیخود نیست اینهمه مهندس ریخته! آدم اگه مثل من بار اولش باشه که میره اونجا(بعد از سه سال حضور پربار در این دانشگاه) حتما گم میشه.خدا وکیلی خیلی با دانشکده پزشکی فرق می کنه.هم خودش هم آدماش! هر چی پسرای ما سر به زیر و عینکی و مظلوم و طفلکی اند اینا...همه موها شاخ شاخ و ریشا شونم عین این شیطونه! ( آخی... یکی از دوستام عاشق این شیطونه بود. همه اش می گفت ببین شقایق چقد ریشاش خوشگله!! راست میگه ها نگاش کنین=>................. )

حالا نه که فکر کنین چی ها همه شون صاحب داشتن.اونم نه یکی نه دو تا....به هر حال ما را نه با مهندس جماعت کاریست و نه با دانشکده آنها.اصلا هیچوقت هندسه و جبر با گروه خون ما سازگار نبوده چه برسد به دینامیک و مصالح و تحلیل و نمی دونم چی چی...

ماحصل تلاش نیم ساعته بنده هم شد این چند واحد ناقابل: قلب و ریه و کلیه و روماتو به اضافه سمیولوژی(نشانه شناسی!!!) و کارآموزی بهداشت.یه خورده سنگین نشده؟ تازه خدا میدونه کارآموزی کدوم ده کوره بیوفتیم.اما طوری نیست.من قول داده ام اگر این فارماکو به خیر بگذره آدم شم...به جون خودم راست میگم.تنبلی تعطیل!


 
comment نظرات ()