دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٢
 

 خوش به حال اونایی که دیگه الان امتحاناشونو دادن.نمره هاشونم گرفتن و با خیال راحت دارن از تابستون لذت می برن.من که خسته شدم.نمی دونم چرا همیشه ما باید بر عکس بقیه باشیم.آخه تو این گرمای تابستون دیگه دانشگاه رفتن چیه؟ قبل از عید که به خاطر علوم پایه 40 روز خونه نشین بودیم. اون موقع که تعطیلات بین ترم بود ما بدبختا باید می نشستیم درس می خوندیم.حالا هم که همه تعطیل شدن و دارن خوش می گذرونن تازه اول بدبختی ماست. تازه نشستیم برنامه ریزی کردیم که اگر زحمت بکشیم ترم 6 تا 31 شهریور تموم بشه.ترم بعدم اول مهر شروع بشه! یعنی احتمالا تعطیلات تابستونی ما از بعد از ظهر 31 شهریور شروع میشه.حالا خدا کنه برنامه ها به هم نریزه چون اگر این ترم تو مهر بیوفته کلا یه ترم عقب میوفتیم.می بینین تو رو خدا بدبختی رو؟ غرغرای خانواده هم یه طرف که ما به خاطر تو نمی تونیم بریم مسافرت از پس فردا هم زنجیره امتحانات شروع میشه.هر10 روزی 1 امتحان.خدا به خیر بگذرونه .حالا برای اینکه غرغرهای منو فراموش کنین این مطلبو از وبلاگ خوب آقای دکتر شاهرکنی بخونید منکه خیلی لذت بردم

وبلاگ عينهو نوار قلب آدم ميمونه. يه روز كه نمينويسي، انگاري خط صافه. يه روز كه حالت خوب نيست و چپ اندر قيچي مينويسي ، انگاري آريتمي داره ، يه روز كه حالت خوبه و شنگول مينويسي انگاري تاكيكارد شدي ... يه جور مانيتوينگ قلبه ! قلب من و قلب شما!!!!


 
comment نظرات ()