دریای سرخ

محرم
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٢
 

محرم اومده اما من اصلا حالشو ندارم. به همین دلیل هم خیلی احساس عذاب وجدان داشتگی میکنم. اصلا از روضه خوشم نمیاد .از بوی پا و رنگ سیاه بدم میاد از برنامه های تلویزیون که دیگه حالم به هم می خوره. چه دختر بدیم من نه؟ حتما امام حسین هم میدونه که من چقدر بدم...بعضیا رو که میبینم بهشون حسودیم میشه چه راحت می گن ما عاشق حسینیم چه راحت شعر می خونن سینه میزنن اشک میریزن...
من امام حسین روضه ها رو دوست ندارم. امام حسینی که شمر سرشو برید دوست ندارم امام حسینی که همه جا ازش حرف میزنن دوست ندارم.
من امام حسین خودمو می خوام همونکه وقتی بچه بودم باهاش حرف میزدم همونکه وقتی مامانو اذیت میکردم ازش خجالت میکشیدم.همونکه شبای قدر مدرسه که تو حیاط دبیرستان قدم میزدم زیر آسمون سیاه و به ستاره ها نگاه می کردم با به یاد آوردن بزرگیش اشکام جاری میشد.همونکه همیشه مهربون بود همونکه دوسش داشتم همونکه دوسم داشت...چقدر وسیع بود پهنه "هیهات من الذله" که از تصورش لرزه به قلبم می افتاد.
حالا هر وقت یاد امام حسین می افتم و یه ذره میرم تو حال گودال قتلگاه یادم میاد در نظرم و میرم تو آناتومی رگ و ریشه گردن "خوب وقتی گردن از پشت بریده بشه چه عناصری به ترتیب قطع می شن؟"
همش فکر می کنم امام حسین تو اینی یا اون؟ شاید من مشکل عقلی دارم هان؟چرا وقتی این قصه ها رو می شنوم اون حماسه عظیم کربلا در نظرم کوچیک می شه.خوب اونا 72 نفر بودن اینهمه آدم بی گناه تو دنیا کشته می شه اونام حتما امام حسینن واسه خودشون.اونا تشنه بودن ...اینهمه بچه تو دنیا از گشنگی ماراسموس می گیرن اونا حتما امام حسین ترن!!!
آخه اینا چیزاییه که اینقدر روش کلید کنن و بخوان به این وسیله امام حسین رو بزرگ جلوه بدن؟مگه اصلا امام حسین به این چیزا بزرگ میشه؟
اصلا امام حسین کیه؟چرا یکی به من نمیگه؟چرا اینقدرد وسش دارم؟چرا همه دوسش دارن؟
چرا یه عده می تونن دلشونو به این حرفای پا منبری خوش کنن؟چرا هر جا که حرف خدا و پیغمبر هست تا 4 تا کلمه حرف حساب می زنن وسط دعا کمیل اونجاش که میگه "ظلمت نفسی" که اینقد قشنگه که اینقد حرف توشه که دل آدم می لرزه که اشک چشما جاری می شه درست همونجا اون آقاهه که اون بالاس فینشو بالا میکشه و میگه:آی ی ی...اونایی که خونه ندارین....اونایی که مریض دارین ....اونایی که قرض دارین...اشکای آدم خشک میشه اونایی که زار می زنن واسه خودشونه واسه خونه و مریض و قرض
امام حسینو می خوان واسه حل مشکلاتشون. اما من می خوام اون امام حسینو بشناسم که خیلیا فقط به خاطر خودش دوسش دارن به خاطر این دوسش دارن که خدا خیلی خیلی دوسش داشت فقط واسه اینکه خیلی خیلی به خدا نزدیک بود واسه اینکه اصلا اونو خدا نداشت حسین جلوه خدا بود
من اصلا نمی دونم . باید جواب منو بدین اونایی که حسین منو از آسمون آوردین پایین اونایی که یه کاری کردین که با اسم محرم یاد صدای سنج و فین فین روضه خونا بیفتم اگر امام حسین منو دوس نداشته باشه شما باید جوابشو بدین نه اصلا شما چی کاره این؟ من میرم از اونایی میپرسم که بدونن امام حسین کیه.
اصلا من حاج حسین خودمو می خوام دلم براش تنگ شده همونکه قهرمان بچگیام بود همونکه وقتی هیشکی خونه نبود یه دستمو تو لباسم قایم میکردمو میگفتم من حاج حسین خرازی ام همونکه همدم تنهاییامه همونکه هر وقت دلم می گیره میرم پیشش... چه مهربون نگام می کنه...مثل همون تصویری که از امام حسین داشتم
میرم دوباره براش گریه می کنم طلبکارش میشم می گم تو خودت منو اینجوری کردی من که کاریم به این کارا نبود همش تقصیر توئه حالابیا و درستش کن باید بگی! من با تو حسینو شناختم با تو مسلمون شدم نامرد!رسمش اینه؟هر دفه یه جوری نگام میکنی که یعنی باشه پاشو برو دیگه. ببین همه دارن یه جوری نگاه می کنن می گم جواب سوالاتو حالا برو. گولم می زنی؟هان؟ من دیگه گول چشماتو نمی خورم باید به منم نشون بدین. باید به منم بگین اون بالا بالا ها چه خبره باید بگین حقیقت چیه کی راست می گه
کی راست میگه هان؟من اینجا به هیچکس اعتماد ندارم به جز تو . تو لااقل بهم بگو حسین کیه...


***
خوب دیگه اشک منم در اومد حتما میرم بهشت!


 
comment نظرات ()