دریای سرخ

اشک...اشک...اشک...
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٢
 

فقط می خوام گريه کنم.برای اونی که شايد اصلا نمی شناختمش.برای اونی که شايد فقط يه آيدی بود برام....يه دوست خيلی خيلی دور.چی ميگم خدايا تا حالا اينجوری آپديت نکرده ام.تا حالا موقع نوشتن اينقدر شوکه نبوده ام تا حالا اينجوری خبر بد نشنيده ام تا حالا کسی بهم نگفته..شقايق...تمام کرد...
چی بگم؟ خسرو تموم شد .آتیشش خاموش شد برای همیشه...
خسرو جان بدرود.هیچوقت فراموشت نمی کنمهمین؟
دلم می خواد گريه کنم.دلم می خواد بلند بلند گريه کنم

 
comment نظرات ()