دریای سرخ

دکتر قرمزی اتاق عمل...
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ تیر ،۱۳۸٢
 
سلام.امروز روز جالبی بود هم کلی خندیدم هم کلی چیز یاد گرفتم هم کلی آبروم رفت.صبح رفتم بیمارستان از بس بی کارم! با یکی از رزیدنتا صحبت کرده بودم که هفته ای یکی دو روز برم اونجا تا یه چیزایی یاد بگیرم.دفعه قبل چون کلاس داشتم نشد زیاد بمونم اینبار هم می دونستم که اون خانوم دکتر منتقل شدهCCU و ممکنه تو اورژانس رام ندن.نمی دونستم که اینقدر هر کی هر کیه.اولش همچین قیافه گرفتم که انتظامات دم در جرات نکرد بهم گیر بده بعدم صاف واسه خودم رفتم تو پاویون روپوش پوشیدم و رفتم تو اورژانس.بعد به یکی از دخترا حرف زدم که آره من از طرف خانوم دکتر فلانی اومدم و از این حرفا اونم گفت باشه.خیلی شلوغ بود حتی تو راهرو هم مریض خوابونده بودن.بیچاره انترنا اینقدر زحمت می کشن اینقدر مهربونن تازه اینقدرم پشت سرشون حرف می زنن.یه پیرزنی بود مشکوک به هپاتیت B با آسیت واضح.انترنه که می خواست تبش کنه کلی داد و هوار کرد و هر چی بد و بیراه بلد بود نثار انترن بیچاره کرد "آی ی ی ی نامرد...."اونم نامردی نمی کرد هی سرنگو اون تو می پیچوند.من نمی دونستم بخندم یا دلم بسوزه اما بعدش تصمیم گرفتم فقط بخندم چون اگه قرار باشه اینقدر دلم بسوزه که تا آخر این 7 سال کچل میشم.
اولین تجربیات من: 1 نبض گرفتم, 1 هپاتو مگالی لمس کردم, 1 سمع ریه انجام دادم, 1 لیوان یه بار مصرف هم به یکی از مریضا دادم.آخری رو دیگه نمی گمخودم که بهش فکر می کنم به عقل خودم شک می کنم...
یکی از انترنا بهم گفت که فشار خون این مریضو بگیر کنم خب تو خونه همیشه این کارو می کنم بلدم مثلا خیر سرم! وقتی داشتم بادش می کردم می دیدم چرا یه جوری غیر عادیه ها آخه دستگاهاشونم گنده است آدم هول میشه.یهو انترنه گفت ببخشید خانوم دکتر فشار مریضو اینجوری نمی گیرنکاف رو وارونه بسته بودم یعنی لوله هاش به سمت بالابعد خودش درستش کرد و گفت حالا بگیر.3-2 بار سعی کردم اما از تو گوشی هیچ صدایی نمیومد.به خدا صدا نمیومد.منم گفتم خاک تو سرم آبروم رفت که یهو مریضه گفت من هیچوقت فشارم از 12 اونورتر نمیره منم گوشی رو برداشتم وکافو باز کردم.آقای دکتر پرسید چند بود؟ منم با خودم حساب کردم که خوب این همیشه فشارش 12 است حالا که مریض شده می گیریم 1 درجه هم اومده پایین گفتم 11! پرسید 11 رو چند؟اصلا حساب اینجاشو نکرده بودم.همینجوری از دهنم پرید 11 رو 13 به عمق فاجعه پی بردین؟!!! آقای دکتر همینجوری 2 دقیقه نگام کرد بعد گفت یعنی فشار دیاستولیش چند بود؟منم عین خلا فقط نگاش کردم تازه فهمیدم چه گندی زدمخودش که گرفت 11 رو 5.5 بود باز خدا خیرش بده یازدهش درست در اومد.
بازم از رو نرفتم...
بعدش یه کار تازه بهم محول شد.چون خیلی شلوغ بود و رزیدنت بخش وقت نداشت شرح حال دوم رو بنویسه تمام انترنا صف گرفتن و دونه دونه شرح حال می گفتن و من به جای رزیدنت محترم می نوشتم.حالا اگه از این به بعد زیاد تحویلتون نگرفتم بدونین واسه چیه ها.
کلی هم تلاش کردم یواشکی برم تو اتاق عمل اما چون لباس سبز نداشتم ترسیدم زیادی ضایع بشه ایشالا دفعه بعد مجهز تر وارد عمل میشم!
خلاصه جای شما خالی خیلی خوش گذشت البته اینو هم می دونم که اگه به من بگن باید یه شب تا صبح اینجا بمونی به اولین چیزی که فکر می کنم اینه که چه جوری زودتر در برم.ولی به هر حال باید از زمان اونم وسط امتحانات یه جوری بهتر استفاده کرد دیگه
 
comment نظرات ()