دریای سرخ

خلایق هر چی لایق
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦
 

راستش این بحث قدیمی دکتر خواجه نوری نه دیگه عصبانیم میکنه نه دلم رو میسوزونه و نه حتی من رو به فکر فرو میبره! به چشم یه واقعیتی نگاهش می کنم که باید پذیرفت! من که شخصا هیچ امیدی ندارم اوضاع تغییر کنه و حتی یه ذره بهتر بشه.ما که عصبانی هامون رو شدیم فکرهامون رو کردیم و برای ادامه ی بقا تو این سیستم لعنتی تصمیم گرفتیم این یه جزغاله دلی هم که مونده نگهش داریم برای خودمون.اما برای اینکه لال از دنیا نرم فقط چند تا نمونه ی کوچیک که تو یه شب برای خودم پیش اومده رو روایت می کنم! من نه روزنامه نگارم نه وقت می کنم زیاد فیلم ببینم برای همین بلد نیستم ماجراها رو بپیچونم یا سر و تهش رو بزنم و هر چی دلم خواست از توش دربیارم و قضاوت کنم.پس فقط روایت می کنم:

* ادمیت اورژانس نشسته بودم کنار ارشد داشتم اردر یه مریض رو چک می کردم.یهو صدای داد و بیداد بلند شد و دیدیم یکی یه تخت رو هل داد تو ادمیت.زنه فقط جیغ می کشید،یه زن جوون ،نه که فکر کنین از پشت کوه اومده باشه،خیلی معمولی ولی امان از کولی بازی! یه دختر 18-19 ساله هم رو تخت نیم خیز نشسته بود و زار زار گریه میکرد! موندیم که خدایا چی شده؟! خانومه از رهبر و رییس جمهور تا دکتر و پرستار و تی کش بیمارستان رو گرفته بود به باد فحش! دختره خورده بود زمین یه دکتر بیرون گفته بود از کمرش CT scan بگیرین.اینجا هم که همه چیش مفت و مجانیه،آورده بودنش اینجا.بدون نوبت،بدون نسخه از دکتر بیمارستان مریضی که حتی اورژانسی نیست رو مستقیم برده بودنش پایین، سی تی.اونام نگرفته بودن.حالا خانومه عربده می کشید که نمیدونم چی کارتون می کنم.دختره رو تخت داشت زهره ترک میشد.ارشد که اتفاقا دکتر افضل هم بود(خیلی آرومه و مودب) رفت جلو که ساکت باش مریضت میترسه بگو اصلا ببینم چی شده اونم فقط فحش...آخرش کارش رسید به جایی که افتاد به جون دکتر! دکتر رو کتک زد هیچکس هم هیچی بهش نگفت.آخرش با وساطت سوپروایزر فوری فرستادنش سی تی فقط برای اینکه صداش خفه بشه.این وسط حرمتی که شکست،بقیه ی مریض ها که با این سر و صدا حالشون بد شد و مایی که به همه ی جد و آبامون توهین شده بود ... اصلا مگه مهمه؟

* اتفاقا اورژانس خلوت بود.یه مردی با مچ پای پیچ خورده اومد.دفترچه ش رو که تو اسکرین عکس براش نوشته بودن گذاشت جلوی دکتر تا مهر کنه.همراهش که یه مرد قلچماق بود برگشته با تمسخر میگه:تو اگه به اونایی که اون پشت نشسته ن اعتماد نداری پاشو برو بشین پهلوشون! چه خبره مگه اینقدر مردم رو معطل می کنین؟ یکی اینجا نشسته یکی اونجا! ...بقیه ی حرفهاش یادم نیست فقط اون نیشخند احمقانه ش رو یادمه و دکتر که بی هیچ حرفی برگه رو مهر کرد و داد دستش ...آخه به یه آدم نفهم که ادعاش دنیا رو برداشته چی میشه گفت؟  آقای محترمی که مطمئنم دوزار سواد نداری، چند واحد مدیریت بیمارستان پاس کردی؟ میدونی اصلا فلسفه ی تریاژ و اسکرین چیه؟ همینکه یه جا معاینه ت کردن و عکس نوشتن و 5 متر(به خدا 5 متر!)اونورتر دادی دکتر مهرش کرد خیلی ظلم شد در حقت؟! خیال کردی خیلی حالیته و هیشکی جز شما عقلش نمیرسید این ایده های مشعشع رو صادر کنه؟! من که قسم می خورم تمام کار جنابعالی از ورود به اورژانس تا مهر کردن دکتر ، 5 دقیقه هم طول نکشیده.تو کدوم دکون بقالی 5 دقیقه ای کار آدم رو حل می کنن که اینجا طلبکاری؟

* نصف شب بود و تمام تختهای اورژانس پر.یه پسر 25 ساله آورده بودن،تالاسمی ماژور با EF 15%.قد و هیکلش مثل یه بچه 5 ساله بود.نفس نمی تونست بکشه،سیاه شده بود،فشار نداشت آژیته بود نمیذاشت براش اکسیژن بذارم.نمیدونستم با اون فشارش براش مایع بذارم یا با اون قلبش لازیکس بزنم! از اونطرف باید مامانش رو آروم میکردم و به باباش دلداری میدادم.همون موقع ارشد که دکتر س بود از اونور صدا کرد که خانوم دکتر این مریضم ببین،یه خانم مسن با همراهش که یه زن ژیگول سانتی مانتال بود.اشاره کردم بخوابین رو تخت تا بیام.یه 30 ثانیه ای گذشت داشتم جون میکندم بالا سر پسره که خانوم سانتی مانتال صداش رو برد بالا وااااااااای بیا مریض ما رو ببین! دستور رو اطاعت کردم! رفتم ببینم مریض چشه اگه حال اون بدتره بهش برسم.دویدم بالا سرش گفتم خانوم چشه؟ گفت سنگ شکن کرده الان درد...با خودم گفتم آخیش این یکی اورژانسی نیست.گفتم باشه داره سنگ دفع می کنه من کار اون مریض رو انجام میدم میام.اومدم برگردم بالا سر پسره که خانومه داد کشید سرم! گفتم خانوم مریض شما اورژانسی نیست،سنگ کلیه س ما هم فقط یه مسکن بهش میزنیم اونی که می بینی اونجا داره می میره.رفتم کارت بردارم مسکن بنویسم براش که شروع کرد به هوار زدن! چشمتون روز بد نبینه دادهایی میزد که فرداش بچه هایی که پاویون خواب بودن(پاویون اونور حیاطه!) میپرسیدن چه خبر شده بود؟! خلاصه دست مریضش رو کشید و عربده زنان از اورژانس رفت بیرون.منم محلش نذاشتم رفتم سراغ مریض خودم.یه 5 دقیقه ای که بیرون هوار هوار کرد سوپروایزر رفت نازش رو کشید برش گردوند!

دیگه از خودم نمی پرسم چرا هر کی صداش بلندتره کارش راحت تر حل میشه دیگه برام مهم نیست چی بهم بگن،پرستارها که اومدن بهم دلداری بدن به نظرم همه چیز مسخره میومد.فحش میده؟ هاهاهاها :)))))))) به من؟:))))))))) به درک!

من منکر بی توجهی ها و بی مبالاتی هایی که از پرسنل بهداشتی سر میزنه هم نمیشم.بعضی وقتها حق رو بهشون میدم و خیلی وقتها هم نه.برای مایی که تو سیستمیم این چیزها قابل درکه،هم خوبیها رو می بینیم و هم اشتباهات رو.چیزهایی میدونیم که آدمهای خارج از سیستم عمرا بفهمن! این چیزاست که بیشتر دل می سوزونه! و کج فهمی و نافهمی ها.قصور هست،خیلی بیش از اونکه فکرش رو بکنین اما شما مقصر رو اشتباه گرفتین!

جالبه آدمها چقدر سطحی نگر و ابله ان! مثلا فکر می کنی توی سیستمی که بهداشت و درمانش مجانیه،مریض طلبکار از درمیاد تو که دکتر! ترش می کنم برام سی تی اسکن بنویس! یا 6 قلم دارو می خواد یا... فکر هم می کنه اینا ارث پدریشه که دکتر ضبط کرده می خواد بهش نده.آدم یه بار دو بار ده بار در مقابل این درخواستهای ابلهانه مقاومت می کنه، توضیح میده و اون کاری که به نظرش درسته می کنه.بعدش خسته میشه! مردم ما فکر می کنن چون دارن پول بیمه میدن سالی مثلا چند تا سهمیه ی سی تی و آزمایش و دارو دارن و اگه مریض نشن غصه می خورن که بیمه شون داره حروم میشه! خدمات پزشکی که از اونم بی ارزش تره،آمپول اقلا یه نیشی میزنه،دکتر که نشسته پشت میز کاری هم نمی کنه! فکر می کنی این چیزا به نفع کیه؟

همین آدم ها یه ذره فهم و دوراندیشی ندارن که بابا این دواهای بیخود این آزمایشهای الکی پول خودتونه داره دور ریخته میشه! حالا دارن با آب نبات گولتون میزنن یه جا هم که واقعا گرسنه میشین جز آب نبات هیچی نمیدن بخورین.خدا نیاره یه روز تو این مملکت محتاج بشی چون باید از گشنگی بمیری!

 از اون طرف پزشکی که داره روزی صد تا مریض می بینه که نود تاش (از جمله خود تو) مریض نیستن و اومدن خونه ی خاله یه ظرفیتی داره،از بین اون ده تا مریض واقعی دوتاش (یه وقتی شاید خود تو!) miss میشه! حالا اگه صد تا شد صد و پنجاه،9 تا miss میشن.پس نگو دکتر اله و بله،تو کردی و اون سیستمی که دستتون گردن همه.

این رو هم قبول می کنیم که تو همه قشری همه جور آدمی هست اما باور کنین اگه احساس مسوولیت و وجدان کاری جامعه ی پزشکی هم مثل بقیه ی اقشار بود الان اوضاع خیلی بدتر از اونی بود که هست!

در نهایت هر کسی مسوول کارهای خودشه و نه قسم خوردن کسی رو عوض می کنه نه فحش و ناسزای آدمهای بی شعور شان و مرتبه ی کسی رو میاره پایین.ولی این رو به عنوان یک واقعیت بپذیرین:

به تعداد همون آدمهایی که بی دلیل و غیرمنصفانه اینطور ناعادلانه قضاوت می کنن و به خودشون اجازه میدن راه و بی راه قسممون را به کمرمون بزنن پزشکهایی هم خواهند بود که در مقابل درد کشیدن مریض بگن گور باباش!

نمیشه انتظار دیگه ای داشت

خلایق هر چی لایق

 


 
comment نظرات ()