دریای سرخ

ماه ششم،نیمه ی اول...اینترن دون پایه و بیهوشی
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥
 

ما دو ماه اختیاری باید بگذرونیم.هر ماه دو تا پونزده روز توی یه بخش باید باشیم.این ماه اختیاری 1 ،سه تا انتخاب داشتیم.من بیهوشی برداشتم و ارتوپدی.دیگه ارولوژی ختم شد به همون یک ماه اول استاجری...

بیهوشی رشته ی جالبیه و البته خیلی مهمه که یه سری چیزهای اساسی رو ازش یاد بگیریم.چیزایی که اینجا می بینیم هیچ جای دیگه گفته نمیشه و دونستن بعضی هاش برای GP واقعا لازمه.intubation ،ventilation و احیا هیچ جای دیگه اصولی آموزش داده نمیشه.گرچه با 15 روز هم کسی expert نمیشه ولی اقلا چند بار انجام میدی و بعد اگه توی کار موقعیتش پیش بیاد دیگه چلمنگِ محض نیستی!

به نظر من که بیهوشی به عنوان یه رشته ی تخصصی خیلی رشته ی خوبیه.از محیط کارش کیف می کنم.اتاق عمل واقعا محیط دلچسبی داره.با بخش و درمانگاه خییییییلی فرق می کنه.اما خودمونیم ها سخته! برای موفقیت در ماسک گرفتن اول باید یه دوره سنگنوردی ببینی! بسکه مچ و انگشتهای قوی می خواد! ما که جونمون در میاد دو دسته این ماسک رو فشار میدیم تا leak نده.یکی رم باید استخدام کنیم bag رو فشار بده دیگه! (به هر روشی امتحان کردم یه دسته نشد که نشد!) Intubation هم که جای خود(منکه با گندهایی که زده م دیگه اصلا حرفش رو نمیزنم!) اما با اینکه بیهوشی سخته کار بیهوشی ها سنگین نیست.بیشتر کارها رو تکنسینها می کنن و دکتر ok میده.یا یه جاهایی که تکنسین گیر کنه دکتر تشریف فرما میشن! آدم بعضی وقتها فکر میکنه متخصصهای بیهوشی فقط برای اینن که وقتی مریض مُرد یکی باشه دیه شو بده

واقعا خدا نکنه یه مورد" بد" پیش بیاد.حرف از ثانیه هاست.کافیه سرت رو بچرخونی یا بدشانسی بیاری تا یه آدم که هیچیش نبوده خیلی شیک زیر دستت بمیره! فکر کنم تنها رشته ایه که شانس هم شدیدا توش دخالت داره و خیلی وقتها کسی تقصیر کار نیست.

کار کردن با داروها رو دوست دارم.کیف داره آدم اینجوری اثر داروها رو فوری می بینه.تازهههه اینکه  همیشه 5-6 تا سرنگ پُرررررر از انواع و اقسام مخدر قوی توی جیبت باشه  همینجوری بالقوه سرحالت میاره

یکی از خوبیهای بیهوشی اینه که مجبور نیستی همه ش سرپا وایسی و بالای سر یه مریض باشی.میتونی به طرز فوضولانه ای تو همه ی اتاقها بچرخی و هر وقت هم دلت خواست بری واسه خودت چایی بخوری یا وایسی با بقیه ی همکارهات اختلاط کنی.اما یه عیبش هم اینه که نمیتونی بری تو فیلد عمل دخالت کنی.خوب آخه آدم همه ش فوضولیش میاد ببینه اونور پرده چه خبره.بیهوشی هم بالاخره دل داره شاید بخواد دستش رو بکنه اون تو یا وقتی اینسیژن عمل وسیعه دلش غش بره که یه عاااالمه سوچور بزنه.ولی خوب بیهوشی این قسمت از وجود آدم رو ارضا نمی کنه اما مثل جراحی هم نیست که تمام زندگی آدم رو تحت الشعاع قرار بده و دیگه همه چی تموم!( آدم واقعا باید مغز خر خورده باشه که جراحی دوست داشته باشه)

 

اما در کل بیهوشی خوبه. برای تخصص، آدم(خودم رو میگم!) اگه عاقل باشه بهش باید فکر کنه.آدم! عاقل شو! آدم! با توام! لطفا بعد از اینکه عاقل شدی درس هم بخون بلکه نمره بیاری!(بعد بشین فکر کن چی خوبه چی بده!)

همین چند روزه کلی اتفاقات افتاده که دفعه ی بعد تعریف می کنم.کلا بیهوشی پر از اتفاقه...دعا کنین این یک هفته ی باقیمانده کسی رو نکشم تا بیام براتون بگم
 
comment نظرات ()