دریای سرخ

تاسوعا و عاشورای امسال
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٥
 

جمعه که رفتیم صفه یه ذره سرما خورده بودم.چی کار کنم دست خودم نیست! نمی تونم خودم رو کنترل کنم وقتی برف می بینم...نتیجه این شد که رفتم تو مایه های پنومونی!

شنبه کیوان زنگ شد که فردا شب میریم غار کلمانکره(همون برنامه ی دو هفته پیش که به خاطر بسته بودن جاده ها کنسل شده بود) خبر خیلی خوبی بود.صبح یکشنبه زود رفتم روستا(برای فیلد بهداشت) هی نشستیم که بازرسی که قرار بود بیاد تا ما زود جیم بشیم بریم مراسم زنجیرزنی ببینیم.یه گروه هستن که زنجیرهای مخصوص دارن به اسم زنجیر کاردی که یه چیزایی مثل قمه  تهش آویزونه ! دلم می خواست برم ببینم اما بازرس نامرد دیر اومد و خلاصه نشد برم.عقده ش رو دلم موند!

داداشم میگه دیوونه می خواستی بیای چی ببینی؟ این کارها که دیدن نداره! اما به نظر من یه بار دیدنش می ارزه.کاری به تفسیر و توجیهش ندارم اما اینم یه مراسمیه واسه خودش.حیفه یه عمر اینجا زندگی کرده باشی اما یه بار این مراسم رو ندیده باشی.مثل اینه که بری فرانسه اما برج ایفل رو نبینی، یا بری ایتالیا و اسپاگتی نخوری!

 

(من حالم بد بید! سرم گیج میره نمی تونم طولانی بنویسم.شرح مسافرت و گزارش غار و اینا بمونه واسه بعد)


 
comment نظرات ()