دریای سرخ

دکتر قرمزی جراحی C
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٥
 

* سوند میزنیم و NG میذاریم و ABG می گیریم و ...

* دیشب کشیک بودم،فردا شب هم کشیکم.

* کشیک ادمیت : اولش میری میشینی تو ادمیت.یکی دو تا مریض اول میان سراغت تو هم خیلی شیک شرح حال می گیری و اردر میذاری.بعد تا میای بری بشینی یهو سه تا مریض با هم میان و تو نمی دونی از کدوم شرح حال بگیری و چی اردر بذاری.بعد هنوز سر دومی هستی که  سه تا دیگه میان بعد تو هم بدو بدو از سر این تخت میدوی سر اون یکی تخت،سه تا دیگه و سه تا دیگه ... نیم ساعت مونده به افطار و دلت قیررررررر قوررررررر... خانومه از دیشب کاهش سطح هوشیاری پیدا کرده،از صبح داره استفراغ میکنه حالا پسرش و شوهرش یادشون افتاده بیارنش! هنوز یه ربع نشده اومده ن اورژآنس و تو داری کارت برای مریضشون پر می کنی که یهو داد و بیداد! مریض ما داره می میره چرا هیچی بهش نمیدی؟!! اون هی داد میزنه و تو هیچی نمی گی! نمی بینن که تو از صبح سر پایی و حالا هم کار مریض اونهاس که داری انجام میدی! خود شما دو تا نره غول دیشب تا حالا کجا بودین که حالا مریض رو آوردین؟ اونوقت من باید...؟! چی کار باید می کردم که نکردم؟ هی میای یه چیزی بگی اما نمی گی،هر چی میگی بابا دارم کار شما رو انجام میدم که...صبرت که تموم میشه و داد و بیداد اون بلندتر فقط میگی به من مربوط نیست برین به پزشک ارشد بگین! آقا همچین حال اومدم وقتی پزشک ارشد(دکتر شاه.) اونجوری سرشون داد کشید

آره خلاصه کشیک ادمیت یعنی تو یه وجب جا روزی صد کیلومتر پیاده روی! کشیک ادمیت یعنی 4 ساعت شیفت 2 ساعت رست.این یعنی تا میای کارت رو تحویل بدی و بری پاویون رست تموم شده و باید برگردی.کشیک ادمیت یعنی تا میای دراز بکشی روی تخت باز دوباره نوبت توئه و باید بری.کشیک ادمیت یعنی یک ساعت خواب در 24 ساعت و فردا صبح با چشم های قد نخود باید بپری بخش برای ویزیت.

 

* این هفتاد و هشتی های نامرد همه ی جمعه ها و روزهای تعطیلی رو گذاشته ن برای ما! جمعه توی بیمارستان فقط ما ماه یکی ها بودیم با پزشک های ارشد.این دکتر فاطمی  هم ورداشته برنامه ی کشیک ها رو عوض کرده،هفتاد و هشتی ها که هی میرن و میان به ما میگن بیچاره شدین! پزشک ارشد هم گفت برین اعتراض کنین اینجوری نمی کشین! کشیک جراحی و داخلی هم با هم ادغام شده و باید هر دو تا بخش رو اینترن وارد کاور کنه.اعتراض کردیم گفتن جلسه میذاریم.نتیجه ی جلسه هم این شد که ادمیت سر جای خودش کشیک وارد هم از ماه بعد باید بره فیکس بشینه تو وارد!

 

*  آقای پ کشیک زنان بود،اومده تو ادمیت میگه من از صبح تا حالا اینقدر دنده به دنده شده م دنده هام درد گرفته آخه case که نداشتن،پسرها رو هم شبها تو لیبر راه نمیدن!

 

* در ضمن آقا! اونجا پاویون پسراس یا قمار خونه؟

 

* یکی از دوستام اینترن اطفاله.تعریف می کرد یه علی داشته ن 4 سالش بوده.ازش پرسیده خوبی؟ گفته نه! خوب که نیستم،دیشب استفراغ کردم! از مامانش پرسیده استفراغ کرده؟ مامانه گفته نه! دوستم پرسیده علی چی شده؟ علی اشاره کرده به برانولش گفته دیشب لولو از اینجا اومده رفته توی دلم._ تو از کجا فهمیدی؟ _خودم دیدم! تازه صبح هم سوسکه و کلاغه داشتن میرفتن تو! _ الان هم اونجان؟ _ نه دیگه رفتن

 

* کشیک وارد یعنی هی تلفن زنگ بزنه و بگه اینترن وارد؟...وارد هم یعنی بدو بدو از این بخش به اون بخش.

_بفرمایید؟ _اینترن وارد؟ _بله بفرمایید! _از جراحی سی مزاحم میشم.یه مریض داریم هموروئیدکتومی شده حالا چست پین داره و تعریق سرد...لطفا تشریف بیارین اورژانسیه! _

بدو بدو جراحی سی...

داری پرونده بیمار رو می نویسی که تلفن بخش زنگ میزنه.پرستار: با شما کار دارن!

اینترن چیف از پشت خط: خانوم دکتر تشریف ببرین داخلی زنان! _ من الان جراحی ام.مریض دارم! _ اشکال نداره کارتون رو انجام بدین بعد تشریف ببرین داخلی زنان! _

داخلی زنان: _کاری داشتین؟ پرستار: تخت 4 داره اکسپایر میشه! _ هین؟! (تخت 4 مریض خودمه!) _ از وقتی گاواژش شروع شده یه بند اسهاله! برین یه سری بهش بزنین! _

دیگه خودتون می تونین فضای رومانتیک و عطرآگین اون اتاق رو تصور کنین! مریض رفته توی کوما! فکر کنم اولین قتل پزشکی مو انجام دادم! خودم براش گاواژ نوشتم! NG شم خودم گذاشتم.خاک به سرم اگه بمیره چی کار کنم؟! زینگ زینگ دکتر عسگری؟ این بلاها سر مریض اومده من چی کار کنم؟ دکتر در حالی که از خواب ناز بیدار شده: سدیم پتاسیمش رو چک کنین آب و الکترولیتش رو حساب کنین بهش بدین _ معععععععع (مامان! من آب و الکترولیت بلد نیستم ) دکتر NPOش کنم؟ _ نه گاواژش رو زیاد کنین! _چشم!(آخیش پس تقصیر من نبوده )

کارهای مریض انجام میشه.من در حال ترک بخش: پیرزن مهربون لطفا فقط تا صبح نمیر که من بیچاره میشم،آفرین باشه؟

...

هنوز توی راهرو ام که پیج می کنن:دکتر قرمزی جراحی  C...مععععععع همون آقا هموروئیدیه س! چست پینش تیپیکه.زینگ زینگ دکتر رادی! دکتر رادی از پشت خط:یه مشاوره اورژانسی قلب واسه ش بذار...حالا هی بدو از اینور بدو از اونور...

تا میای بشینی زینگ زینگ اینترن وارد؟ _بله؟ _ تخت 4 داخلی زنان دیسترس تنفسی...نهههههههه پیرزن مهربون تو مگه قول ندادی؟ حالا بدو._دکتر عسگری؟ _هپارین شروع کنین!

خداییش من کدوم ور این مریض رو بگیرم؟! با کاهش سطح هوشیاری اومده بود و هایپرتنشن و دیابت و Old CVA،بعدم مشاوره اعصابش آلزایمر پیشرفته در اومد.قندشم که کنترل نمیشه هر چی انسولین رو زیاد می کنم.حالا اسهالش رو بچسبم یا شک به آمبولی ریه!؟ همراهش هم که عروسشه از اون زنهای پاچه پاره که می خواد زودتر از شرش خلاص بشه و از دکتر انتظار داره تا زیر پای مریضشم تمیز کنه!

من در حال ترک بخش: پرستار من شیفتم دیگه تمومه ها از این به بعد زنگ بزنین پاویون آقایون!

 

* پاویون: چقدر من پاویونمون رو دوست دارم.پاویون دخترا کنار کتابخونه س.تابستون که تا آخر شب توی کتابخونه درس می خوندم صدای آهنگ و خنده های بچه ها مگه میذاشت تمرکز کنم؟ کلی از خودم حسودی در میکردم حالا...آقا اینجا پاویون دختراس یا Dance Club؟ ما اینجا اگه دکتری یاد نگیریم این یه مورد رو خوب یاد خواهیم گرفت

 

* اینترنی رو خیلی دوست دارم.خیلی خیلی زیاد

 


 
comment نظرات ()