دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٤
 

* یه سری آدمها هستن که هیچوقت نتونسته م درکشون کنم.دیدین؟ مثلا صد نفر توی کلاس نشسته ن به درس دادن استاد گوش می کنن اونوقت اینا بی توجه به همه،انگار فقط خودشون توی کلاس آدمن، نیم ساعت وقت رو میگیرن که مثلا استاد یه چیزی رو براشون توضیح بده.حالا کاش سوال حسابی می پرسیدن! یا چیزی رو میپرسن که صد دفعه همون موقع گفته شده یا یه چیزایی رو نمی فهمن که آدم به آی کیوشون شک میکنه.اینم که کار یکی دو روزشون نیست،هر جلسه،هر لحظه،هر جمله ای که از دهن استاد در میاد! یا مثلا می خوان اون وسط بحث فلسفی راه بندازن...نمی تونم درک کنم که چه جوری به خودشون اجازه میدن؟ چه جوری دیگران رو نادیده میگیرن؟ نمی فهمن یا اینقـــــــــدر خودخواه و خودپرستن؟

 

درست عین کسی که در حضور دیگران و با اینکه میدونه اونا از دود بدشون میاد خیلی راحت سیگارشو آتیش میزنه و ...

 

در واقع تعداد این آدمها اصلا هم کم نیست

 

از سیگار متنفرم!


 
comment نظرات ()