دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢
 
وقتی ماجرا رو براشون گفتم
مامانم گفت: وای چقدر تو بی شعوری!
داداشم گفت: خاک تو اون سر بی شعورت کنن!
دوستام گفتن: حالا میگه چه دختر بی شعوری!

کلا پسرا تو دانشگاه از نظر سلام کردن به 4 دسته تقسیم میشن:
1- اونایی که با وقار و متین عین آدم میان جلو و سلام و احوالپرسی می کنن و اگرم حرفی دارن می زنن.اینا خیلی خوبن. آدم باهاشون تعارف نداره. اگه یه وقت هم اونا حواسشون نبود ما اول سلام می کنیم خلاصه رابطه ای کاملا دوستانه و توام با احترام متقابل.
2- دسته دوم اونایی هستن که یا راستی راستی از دماغ فیل افتاده اند یا اینکه می خوان اینجوری خجالت کشیدنشونو پشت سرغرور مخفی کنن.این دسته اکثر اوقات از خیر 69 تا ثواب اولیه میگذرن و منتظر میشن تا یه نفر بهشون سلام کنه تا اونام لطف کنن و جواب بدن. وای که این آدما چقدر وحشتناکن به خصوص که طرف مقابل هم خجالتی باشه (مثل من بدبخت) اصلا هم فکر نمی کنن که سلام کردن وظیفه پسراس!
یه قایم موشک درست و حسابی! وقتی هم رو از دور می بینن راهشونو کج می کنن, از کنار هم که می گذرن خودشونو به ندیدن می زنن.اغلب هم نه این کوتاه میاد نه اون.
اما با یه کم فداکاری و جانفشانی با اینا هم میشه کنار اومد.حالا یه بار تو سلام می کنی یه بار هم اون یه بارم هر دو با هم یه بارم هیچکدوم!
3- زندگی در کنار این گروه یه جور همزیستی مسالمت آمیزه. چون میدونی که به هیچوجه نیاز نیست سلام کنی در عوض آرزوی سلام شنیدن از اونها رو هم باید به گور ببری.البته نسل این افراد دیگه تقریبا ور افتاده (انجمن موجودات در حال انقراض)پس زیاد در موردشون بحث نمی کنیم.
4- و اما دسته چهارم پدر منو در آوردن.یه دفعه از اون سر دانشگاه با یه سلام بلند بالا به استقبالت میان یه بار هم زل زل تو چشمات نگاه می کنن و انگار نه انگار! گاهی حتی می ترسی سلامشون کنی و جوابتو ندن.
بدبختی اینه که نمی دونی با اینا چه جوری رفتار کنی.تنها چاره اش اینه که حدس بزنی امروز آقا از کدوم دنده بلند شده اند!
این آقایی که امروز در موردشون صحبت می کنم جزء دسته چهارمند.

ماجرا از این قراره که می خواستیم از دانشگاه برگردیم خونه. منم که طبق معمول که سوار مینی بوس میشم کله ام خورد تو سقف و بنگی صدا کرد.منم از خجالت سرمو انداختم پایین و همین جوری که داشتم از زور خنده می مردم رفتم بالا.نگو ای دل غافل آقا نشسته اند ته ماشین منم که ندیدمش رفتم جلو فقط یه لحظه سرمو آوردم بالا اون بدبخت هم تا منو دید هول کرد و از جاش پرید بالا و دست به سینه وایساد و گفت سلام! منو میگی اصلا نفهمیدم چی شد اینقدر هول شدم که سرمو عین ...انداختم پایین و همونجا 180 درجه چرخیدم و فرتی نشستم رو صندلی جلویی! چقدر زشت مگه نه؟
همش امیدوار بودم که ایشون اون لبخند ملیحی رو که به دلیل ورود ضربه مغزی روی لبم نقش بسته بود به عنوان جواب سلام قبول کرده باشه اما انگار اشتباه کرده ام. همش منتظر بودم دوباره سلام کنه تا با یک جواب گرم و صمیمانه جبران کنم.اما انگار آقا قهر ورچلوسانده اند.اِ اِ اِ خجالت نمی کشه پسر گنده عین عمغزیا روشو از من بر می گردونه!
حالا من چی کار کنم؟ دوستام میگن برو ازش معذرت خواهی کن.
من؟ عمراً همچین کاری بکنم.امکان نداره از چنین موجود گنده پلیدی که یه کروموزوم y هم یدک می کشه معذرت بخوام.
آخه چرا نمی فهمین شما؟ بابا روم نمییییییییییشه!!!!
 
comment نظرات ()