دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٤
 

بخش زنان هم با همه ی نی نی های خوشگل و تپلش تموم شد.دوست داشتم... ارتباط داشتن با آدما و شریک شدن تو خصوصی ترین مسایل زندگیشون،شناختی که از دنیای زنای دیگه،بیرون از دنیای خودت و دور و بریات به دست میاری...دو هفته ای درگیر امتحان تئوری و عملیش بودم و الانم بخش اطفالم(بخش نی نی های لپ قرمزی ِ تب دار!)،شروعش با یه استاد خوب و سخت گیر.اینقدر وقتمو می گیره که به هیچ کار دیگه ای نمیرسم.می خواستم یه عااالمه در مورد زنان بنویسم،کلی خاطرات جالب برام داشت.اگه تونستم کم کم می نویسمشون

 

مثلا یه زن جوون با کلی قر و قمیش و دک و پز اومده که داد و بیداد عقب انداختم! می نویسم آزمایشگاه محترم لطفا بتا هاش سی جی...میگه چیه؟ میگم تست حاملگی! _ وااااااااای نههههههههه خدا نکنه من حالا حالاها بچه نمی خوام! من تازه سه ماهه عروسی کردم مگه میشه؟!!!!!!! روش جلوگیریت چیه خانوم؟ یه جوری نگاه می کنه انگار تا حالا چنین چیزی نشنیده! میگم خوب شما همون موقع که عروسی کردی باید میومدی با دکتر مشورت میکردی یه روشی استفاده می کردی.میگه آخه فکر نمی کردم به این زودیا لازم باشه!

یا زنه اومده یه بچه اینورش ویر ویر می کنه یه بچه اونورش دوتام پشت سرش کِلش کِلش میان و بستنی لیس میزنن حالا داره خودشو می کشه که تست حاملگیش مثبت شده.میگم روش جلوگیریت چی بود؟ میگه طبیعی! آخه طبیعی هم شد روش؟

یا یه خانومه رو تو اتاق عمل دیدیم اومده بود لوله هاشو ببنده! خودش 35 سالش بود شوهرش 70 ساله.سیزده تا هم بچه داشت


 
comment نظرات ()