دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤
 

اینروزا بیشتر دلم می خواد اینور و اونور برم،کتاب بخونم و فکر کنم.

چیزای جالبی خونده م البته به پیشنهاد "س" (برای رفع شبهه: خانوم س) وقتی با هم حرف می زنیم با ذوق و شوق همه چی رو میگه.اطلاعات خوبی هم داره.خوبه که آدم اینقدر پشتکار و علاقه و سواد رو یه چیزی داشته باشه.من از هم صحبت شدن با آدمای اینجوری کیف می کنم!

 

چند تا از چیزای جالبی که خونده م:

 یکیش "سنگر و قمقمه های خالی" مجموعه داستان های کوتاه "بهرام صادقی" بود.اگه بخوام توصیفش کنم باید بگم عجیب بود! سبک خیلی جالبی داشت ولی خوب نثرش سنگین ِ

 

یکی دیگه "هر وقت کارم داشتی تلفن کن" از "ریموند کارور" اینم مجموعه داستان کوتاهِ.دوسش داشتم.توصیفی و روان و در عین حال واقعی.جامعه ی روز آمریکا رو به تصویر می کشه.

 

اما اونی که از همه جالب تر بود برام،مجموعه ی آرشیوی مجله ی "جنگ اصفهان" مجله ایه که حدود سال 44 و 45 تو اصفهان چاپ می شده و کلکسیونی ِ از شعر و داستان و نمایشنامه و ادبیات فولکلوریک همراه با بررسی و نقد،زندگی نامه و معرفی نویسنده های بزرگ اون زمان و حتی چند تا مقاله در مورد چیزای مختلف.با ترجمه ی آثار بزرگ ادبیات همون موقع،از سارتر و بورخس و کلود روا واورول و یه عالمه آدم دیگه.خیلی جالبه. نمی دونم آدم چرا فکر می کنه اونایی که قدیما بوده ن عقلشونم کمتر بوده! می دونستم ولی اینو که خوندم بیشتر به این نتیجه رسیدم که پسرفت کردیم.خدا وکیلی خیـــــــــــــــــــلی پسرفت کردیم تو همه ی زمینه ها.حالا من با هزار و شونصد سال پیش کاری ندارم که چه تمدنی داشتیم ولی وقتی آدمای 40 سال پیش اینجوری فکر می کرده ن وقتی اون موقع ادبیاتمون تو اون سطح بوده،همچین مجلاتی داشتیم چرا وضع فرهنگمون حالا اینجوریه؟ اصلا به نظر می رسه چیزی به اسم فرهنگ تو این جامعه وجود نداره.هیچی بهتر نشده اگه بدتر نشده باشه


 
comment نظرات ()