دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٤
 

* اووووووووه بابا چقد جدی گرفتین حالا من یه چیزی گفتم،آرزو که لباسشم دوخت واسه عروسی من!!! از همین جا اعلام می کنم که هیچ گونه بوی مشکوکی نمیاد به دلتونم صابون نزنین.اگه خبری هم قرار بود بشه دیگه نمیشه چون من امسال یادم رفت سبزه گره بزنم ( نه که سالای قبل که دو تا دو تا گره میزدم خیلی خبرا شده بود!) حالا من یه سال دیگه باید در فراق اکبر بسوزم (آقا این جریان اکبر هم تو خونهء ما کشدار شده،باید کم کم جریاناتشو اینجا بنویسم)

 

 

* یه سیزده به در ِ مختصر زیر آسمون پر ستاره با نم نم بارون قدم زنان کنار ساحل زاینده رود...از هزار تا باغ بهتر بود برام.بعدشم سر مردان آهنین اینقد با خواهرم جیغ کشیدیم و فاطمی فاطمی کردیم که گلومون درد گرفت.بابام از لج ما شده بود طرفدار ملکی،منم که از اولش از ملکی خوشم نیومده،موش کوچولو هم اسمشو گذاشته کله بادمجونی! اما عجب غولیه این آقا محراب مععععععععع داداشاشم خوبن.پارسال سر همین برنامه من جوگیر شده بودم رفتم دمبلای داداشمو آوردم بلند کنم.دو تا دمبل ۷کیلوییشو بر داشتم می خواستم مثل اون چکشا تعادلی نگهشون دارم(دستا 180 درجه باز) داداشمم ازم فیلم گرفت.خیلی بامزه شده! اولا که اصلا یه سانتیمتر هم نتونستم وزنه ها رو بیارم بالا اونوقت آرنجام حدود 20 درجه از اونورکی خم شده بود! یه جوری که خیلی غیر طبیعی بود.نکنه لاکسیتی مفاصل دارم؟ حالام داداشم هر وقت می خواد بهم بخنده اون فیلمه رو میذاره.اسمشم گذاشته زنان آهنین! آهنی که چه عرض کنم ما حلبی ای بیش نیستیم.حالا پسرا به خودشون غره نشن،اگه ما زور نداریم عوضش قلبی از طلا داریم

 

 

* بین 7 – 8 تا فیلمی که تو عید دیدم "اشک سرما" رو خیلی دوست داشتم.صحبتای کارگردانشو شنیده بودم و خیلی منتظر بودم فیلمو تو سینما ببینم اما اصفهان اصلا نیومد! تلویزیون که نشون داد ضبطش کردم که باز ببینمش.از اون فیلماس که دلم می خواد هزار بار تنها ببینم.خیلی زیبا بود،اونقدر لطیف و حقیقی که باورش کردم.

 

یه چیز دیگه هم هست...با دیدن فیلم یه چیزایی از یه زمان خیلی دور از تو دلم سرک کشید...یاد خونهء پدربزرگ...یاد درخت آلبالو...یاد دخترای کردی که یه روز همبازیم بودن. الان کجان؟


 
comment نظرات ()