دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳
 

اگه من الان بچه مدرسه ای بودم کلی به تهرانیا و رشتیا و بقیهء جاییا که مدرسه هاشون تعطیله حسودیم میشد ولی خیلی خوبه که از آسمون سنگم که بباره بیمارستان تعطیل نمیشه!

دیگه امسال از برف اشباع شدیم! گرچه در حالی که اونطرفا برف سقف خونه مردما رو خراب کرده بود و نونم نداشتن بخورن و از بی گازی يخ ميزدن ما چهار ساعت راه پیمودیم تا رسیدیم جایی که بشه برف بزنیم تو سر و کله همدیگه.تازه  شم من خودم یکی از مصدومین بارشهای اخیرم،چون از بس وور وولم میشد زودتر برم شیطونی کنم ضد آفتاب نزدم و دماغ عزیز و لپهای محترمم به شدت سوخته شدن.الانم کلی احساس مرفهِ بی درد بودگی بهم دست داده

ديگه هم اينکه عليرغم اينکه خيلی مقاومت کردم ولی آخرش مجبور شدم برم پوتینا رو عوض کنم با دو شماره کوچیکتر اینجا یه ضرب المثل معروفی هست که میگه: داداش سیا ضایع شد


 
comment نظرات ()