دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۳
 

این بخش داخلی دیگه منو کم کم از زندگی سیر کرده.چقدر مزخرفه! خسته شدم پس چرا تموم نمیشه؟ حالم از قیافه هاریسون به هم می خوره.نه می خونم و نه وقتی می خونم می فهمم.تا اونجاییش که فکر می کنی همه مثل خودتن بازم بد نیست اما وقتی یه عده ای رو می بینی که کتاباشونو خوردن و حالا دارن فوران می کنن دلت می خواد بری خودتو پرت کنی تو چاه! دارم به خنگیم اعتراف میکنما! اصلا من جراحی رو می خواممممم من استاد تپل جراحیمو می خوامممممم من اینترنای گل جراحی رو می خوامممممم من شوارتز می خواممممممم.حوصلهء این مشتاقان به تحصیل علم رو هم ندارم،سرشونو بگیری دمشونو بگیری تو بخش دارن با مریض ور میرن،نمیان یه کوچولو با هم بریم رو چمنا بشینیم.منم که فقط منتظرم کلمه آخر از دهن دکتر بیاد بیرون بدو بدو فرار کنم از اون هوای خفه بیام بیرون.اگه این یه هفته زودتر تموم نشه من خودمو می کشم

 

آخیش! سبک شدم! 


 
comment نظرات ()