دریای سرخ

sweet intoxication of the love
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۳
 

I dream of rain
I dream of gardens in the desert sand
I wake in pain
I dream of love as time runs through my hand

I dream of rain
I lift my gaze to empty skies above
I close my eyes, this rare perfume
Is the sweet intoxication of her love

 Sweet desert rose
Each of her veils, a secret promise
This desert flower
No sweet perfume ever tortured me more than this

Sweet desert rose
This memory of Eden haunts us all
This desert flower, this rare perfume
Is the sweet intoxication of the fall

 

 این آهنگو دوست دارم.منو یاد یه قول میندازه.عهدی که یه روز با خودم بستم و هنوز پاش وایساده م.هنوزم نمیدونم راهی که پا توش گذاشتم درست بود یا غلط.هنوز هم شک به همون وضوحِ روز اول دور سرم می چرخه و قوت رو از پاهام می گیره اما از یه چیزی مطمئنم.روزی که شروع کردم عهد بستم تا پیدات نکنم خسته نشم.

هنوزم یادت منو با خودش میبره به عمق معصومیتِ روزهای پونزده سالگی ام...گاهی با وجود همه خوی سرکشی که در وجودت نهفته ست جایی میرسه که حس می کنی چقدر تسلیم بودن لذت بخشه.یه لحظه ست که دلت می خواد همه دنیا خاک بشه و تو زانو بزنی...چشماتو ببندی،سرتو بالا بگیری و خورشید خنجر بزنه به صورتت...دلت می خواد فرو بریزی، ذوب بشی...بارون بباره و بشوره هر چی تو رو از پهنهء هستی...

 

این روزا هر شب خواب بارون می بینم


 
comment نظرات ()