دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸۳
 

بالاخره امتحان جراحی رو دادم.دیگه کم کم داشتم جراحی بالا میاوردم بسکه هی تاریخ معین شد و ما خوندیم و باز عقب افتاد! دیروزم رفت دندونپزشکی برای جراحی دندون عقل! حالام شدم عین بیلی ِ کتاب look listen learn اون موقعی که دندونش درد گرفته بود.لپش باد کرده بود و یه دستمال بسته بود دور کله اش و بالاشو گره زده بود! لپم باد کرده این هوا  آخه یکی نیست به من بگه این دندونای بیچاره مگه چی کارت کرده بودن؟ طفلکیا آروم برای خودشون داشتن اون زیر میرا زندگی می کردن دیگه.همین دو مثقال عقلی هم که داشتم رفتم کشیدم.(البته دو تا دیگه مونده که باید یه ماه دیگه برم بکشم ) ترسیدم در بیان دندونام کج بشه.اینقدر بدبختی کشیدم سر صاف شدنشون که تا نوک  یکی از دندون عقلام در اومد دویدم رفتم دکتر.

 

تو اتاق انتظار که نشسته بودم تا دندونام سِر بشه تلویزیون داشت فوتبال نشون میداد.3-4 تا دندونپزشکا کارشونو ول کرده بودن از تو اتاقاشون اومده بودن بیرون فوتبال نگاه می کردن و داد و هوار و شرط بندی که کی میبره یا نمیبره جالب بود برام سر بازی اردن_ژاپن همه طرفدار ژاپن بودن! من نمیدونم چرا از این زردپوستا خوشم نمیاد.خیلی نژادپرستم اما خیلی هیجانی بود.بازی ایرانم تا 2_2 دیدم بعد صدام کردن برم به مسلخ!

 

خودمونیم این دندونپزشکا هم خوب پول در میارنا.تازه این دکتری که میرم پیشش غیر از دندون فک و چونه و بینی هم عمل میکنه.یه دختری هم اومده پیشش لبشو عمل کنه قلوه ای بشه! همون موقعی هم که من اونجا بودم یکی زنگ زده بود وقت بگیره شکمشو ساکشن کنه!!! میشه یکی به من بگه پس پزشکای متخصص زیبایی این وسط چی کاره بیدن؟ همین جوری الکی الکی نونمونو آجر میکنن


 
comment نظرات ()