دریای سرخ

استاجر شدم!
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۳
 

بالاخره دو تا امتحان آخر فیزیوپاتم دادیم و رسما استاجر شدیم حالا شروعش چه بخشی به گروه ما افتاده باشه خوبه؟ اورولوژی! اگر خود جراحی بهمون افتاده بود بهتر بود چون امتحان میان ترم از جراحیه و حالا ما باید هر دو رو همزمان بخونیم.اشکال نداره منکه راضیم عوضش رفتیم خودمونو برای استاد جل کردیم استاد خوبه رو برای اورولوژیمون برداشتیم.استادای ارتوپدی و جراحی رو برامون تعیین کرده بودن ولی انتخاب استاد اورو به روش زنبیلی انجام میشد یعنی باید زودتر میرفتی دم استاد زنبیل میذاشتی تا کسی نبردش.ما هم خُب در این زمینه ها کم نمیاریم رفتیم آویزون شدیم به استاد خوبه.تنها مشکلش اینه که همه استادا ساعت 8 میان و استاد ما ساعت 7.آب پاکی رم ریخت رو دستمون که مریضای من پنجشنبه ها بستری میشن و شما باید پنجشنبه و جمعه بیاین شرح حال بگیرین!! ما هم از اونجا که خیلی بچه های خوف و گلی هستیم برای نشون دادن حسن نیتمون همون روز اول رفتیم تکست اسمیت رو خریدیم به این گندگی  قرار هم شده کنفرانسامونو به انگلیسی بدیم آخر جو گیر شدگی! اه اه اه تقصیر خودمه که روز اول دانشگاه رفتم با بچه درسخونا دوست شدم.حالا باید به اینهمه خفت و خواری تن بدم.

راستییییییییی ارتوپدی هم افتادیم با فامیلمون خدا کنه این استاد رسم خویشاوندی سرش بشه و اینقدر پزشو دادیم اقلا از خجالتمون در بیاد   

جوش هم کلا خیلی بهتر از سمیوئه حداقلش اینه که یه ذره آدم حسابمون میکنن.فقط یه چیزی...ممممم....من تو بیمارستان خیلی احساس کوچولو بودگی میکنم عین حس کلاس اولیا! کم کم بزرگ میشم نه؟


 
comment نظرات ()