دریای سرخ

با خودم
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳
 

میدونم اینا جاش اینجا نیست.حتما کلی تو دلتون بهم می خندین اما مخصوصا نوشتمش اینجا که هم از خودم خجالت بکشم هم روم نشه زیر حرفم بزنم.

 

سرم شدید درد میکرد.نبض تمپورالم بدجور میزد.اعصابم خورد بود دلم می خواست یه چیزی رو داغون کنم.رفتم سر جعبه قرصا بروفنی چیزی بردارم یه بسته فلوکس پیدا کردم.گفتم آخیــــــــــــــش!!! آب در کوزه و ما...که یه دفعه یه کسی دنگی زد پس کله ام! فرشتهء روی شونهء راستم بود! داد زد شقااااااااایق...کلی دعوام کرد.کلی بام حرف زد

 

اگر به خاطر یه سر درد کوچیک به قرص متوسل بشی.به خاطر یه ذره ناراحتی دوا بخوری بعدا برای تسکین دردهای بزرگتر مسکن های قویتری می خوای.اگر اینقدر قوی نباشی که تنهایی با مشکلات رو به رو بشی و بخوای به چیزی غیر از خودت متکی بشی کم کم اسیر میشی.راه حلِ هیچ چیزی فراموش کردنش نیست.مبارزه است.

اگر نتونی جلوی وسوسه های کوچیکِ زندگیت رو بگیری چه جوری می خوای بزرگ بشی؟ یه ذره فکر کن! ببین چقدر اسیر نفستی! به خودت نبال که جلوی خیلی چیزا ایستادی و نذاشتی خواهشهای کوچیک تو رو از چیزای بزرگتر دور کنن.اون موقعی که بستنی بزرگتره رو برای خودت بر میداری (یعنی به خاطر یه قاشق بستنی بیشتر؟) ، اون وقتی که به خاطر اینکه غذا رو دوست نداری به مامانت غر میزنی (یعنی به خاطر یه وعده غذا با مامانت؟؟؟) ، اون وقتی که میدونی نوشابه خوب نیست و بازم دو تا لیوان می خوری ( به خاطر شکم؟) ....به خاطر شکم؟؟؟؟ واقعا که خاک بر سرت!

وقتی صبح زود از خواب بیدار میشی و هزار تا کار مفید هست که میتونی انجام بدی اما تو تخت غلت میزنی و باز چشماتو می بندی یعنی چی؟ وقتی از هر چیز قشنگی قشنگتره رو برای خودت می خوای یعنی چی؟ لابد پس فردا هم همهء بهترا رو باید به دست بیاری.از کجا میاری؟ اگه خونه بزرگتره، ماشین قشنگتره و لباس شیکتره رو بخوای از کجا میاری؟؟؟ اگه امروز برای یه سر درد کوچیک به قرص پناه می بری لابد اون موقع حاضری هر کاری بکنی.هان؟؟؟ می خوای اینجوری بشی؟ فکر می کنی اون شیطون کوچولوی بدجنسِ روی شونهء چپت ساکت نشسته؟ نخیــــر! اون میدونه که برای هر کسی از چه دری وارد بشه.ببین چقدر بدبختی که خواسته هات اینقدر کوچیکن و خودت حواست نیست.یه روزی میرسه که می بینی شدی یکی از همونایی که ازشون بدت میاد و یادت نیست چی شد که اینجوری شد.

جسم تنبله زود به راحتی عادت می کنه.اگه نمی خوای اسیر باشی باید از همین الان شروع کنی.از این به بعد هر چی دلت به خاطر خودش می خواد.به عنوان یه مسکنِ آنی یا برای یه لذت زودگذر...بهش بگو نه! ادبش کن...ادب شو...آدم شو! نه از فردا نه از امشب از همین الانِ الان.این خط قرمز.یه ماه بهت فرصت میدم اگر همه رو مو به مو اجرا کردی که هیچی.اگر نکردی تنبیه بزرگتری در انتظاره.حتی یه دونه اشتباه!

 

فلوکستین رو گذاشتم تو کشوی میزم که هر روز ببینمش و حماقتم یادن نره.قرص سردرد هم رفت سر جاش...سرم هنوز درد میکنه اما... چه سر درد شیرینی


 
comment نظرات ()