دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸۳
 

دیدی چی شد؟ اینقدر دیوونه شدی که نفهمیدی جدی جدی بهار اومد.اینقدر تو خودت فرو رفتی که یادت رفت بو بکشی.نذاشتی نسیم لمست کنه،مستت کنه.

خوب حالا چی شد؟ غصه خوردی حل شد؟ تو که اینقدر اسیر احساسات نبودی.کو ادعاهات؟ دیدی چقدر ضعیفی؟ مشکل راه حل داره.حل هم نشد گذشت زمان خود به خود همه چیزو حل می کنه.پس صبرت کو؟ اصلا برای چی فکر کردی همه مشکلات باید حل بشه؟ گاهی سازگاری لازمه.تو ، یه فسقل مورچه وسط دنیای به این بزرگی خجالت نکشیدی اینقدر خودخواه شدی؟ به خاطر خودت،فقط خودت اینقد غر زدی!!! ارزششو داشت؟ ...تو این دنیا هیچی،هیچیِ هیچی ارزش غصه خوردن نداره...ببین بارون میاد.باز ساحل رودخونه منتظر قدمهاته.پا شو دیگه.1..2...3....یه نفس عمیـــــــــــــــــق...حالا من شقایق همیشگی ام


 
comment نظرات ()