دریای سرخ

تولد وبلاگ جونم مبارک!
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٢
 

 من بزرگ شدم.اینو خوب حس می کنم.ارزشمندترین چیزی که وبلاگ به من داد جرات بیان اون چیزایی بود که همیشه توی ذهنم میگذشت.چیزایی که همیشه توی خودم سرکوب می کردم.فکر میکردم مسخره است آدم به همچین چیزایی فکر کنه.همیشه یه حس شناور بودن داشتم.حس اینکه به هیچ دسته ای تعلق نداری.همیشه یه بغضی ته دلم بود.دنیا خیلی تنگ بود.بندهایی که به دست و پای ما بسته شده اجازه دویدن بهمون نمیده...اینجا من خودمو شناختم.سعی کردم با خود واقعیم رو به رو بشم.اون چیزی که خودم می خوام باشم.کم کم این جسارت به دنیای واقعیم سرایت کرد.الان دیگه نمیترسم از حرف زدن،دیگه حرفام توی گلوم قلمبه نمیشه.الان احساس میکنم که منم هستم و حق دارم که باشم! الان از همه نظر موفق ترم.

این یکسال خیلی چیزا یاد گرفتم.خیلی چیزا به دست آوردم.یکیش ارتباط با آدمایی که شاید غیر از این طریق هیچ راهی برای شناختشون نبود.دوستای خوبی که خیلی برام عزیزن

 

شاید خیلی وقت و هزینه صرف شد ولی الان که خوب فکر می کنم می بینم که ارزششو داشت.

 

         ***

خوب دیگه با صفحه قرمز من خدافظی کنین که داره از پیشتون میره.چیه ذوق کردین؟ فکر کردین خودم دارم میرم؟ نخیر قالبمو می خوام عوض کنم.از بس غر زدین که چشممون درد گرفت از بس اینجا قرمزه! این قالبو خیلی دوست دارم.هدیه یه دوست خوب بود وقتی 15 فوریه پارسال این وبلاگو بهم هدیه کرد.اون موقعی که نمیدونستم HTML رو با کدوم اچ می نویسن خوب حالا با لطف اساتید گرامی یه چیزایی یاد گرفتم.از همه کسایی هم که کمکم کردن ممنونم.فکر نکنین این قالب جدیده همین جوری الکیه ها! کلی فلسفه پشت هر نکته اش نهفته است ببخشید دوست جونا اگه این مدت چشماتون اذیت شد اما فکر نکنین از قرمزیش کم کردم از سرخیش هم کم شده ها! برای اولین مطلب دومین سال وبلاگیم می خوام مطلب دریای سرخ سرخ رو که پارسال نوشته بودم دوباره بذارم.هم برای چند تا از دوستان که دلیل اسم وبلاگمو پرسیده بودن و هم برای خودم...تا یادم نره که چرا  اینجا شد دریای سرخ سرخ


 
comment نظرات ()