دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٢
 

هورررررررااااااااااااااا...امتحان قلب هم تموم شد، به خیر و خوشی! قربون هر چی استاد مهربون که امتحان آسون میگیره

 

این چند روزه خیلی حالم بد بود. pre exam depression syndrome هم بهش دامن میزد! مشکل اینجاست که تا وقتی حالت بده نمیدونی چته.بعد که از سر امتحان میای بیرون و یهو می بینی خوب شدی تازه می فهمی که هاااااا! اونوقت دپرشن تموم میشه و دو سه روزی رو باید با مانیا سر کنی.خوب اینم یه جورشه!

 

دل همه بسوزه تا پنجشنبه دیگه تعطیلم! این یعنی یک فرصت استثنایی بعد از یکسال که حتی تابستونشم تعطیلی نداشتم.2- 3 روز قراره بریم مسافرت بعدشم می خوام تا می تونم شیطونی کنم،وبگردی کنم،وبلاگ بخونم،کتاب بخونم...دیگه دیگه...آها! اصلا هم قصد ندارم ریه بخونم چون حتی یک جلسه هم جزوه ننوشتم!

از دوم اسفند میریم بیمارستان برای سمیو.آخییییییش از دست دانشگاه راحت میشم! انتخاب واحدم کردم.22 واحد.10 تا تئوری جراحی و 12 تا جراحی عملی.میگن اگر داخلی میدادن بهتر بود.راست میگن؟ به هر حال من که جزو اونام که هر چه پیش آید خوش آید!

 

دیشب بعد از کلاس زبان که خوشحال و شاد و خرم داشتم میومدم خونه تا چشمم افتاد به 33 پل یادم اومد که به یه نفر قول دادم اگر امتحانم خوب شد براش جشن تولد بگیرم.رفتم یه بسته اسمارتیز خوشمزه خریدم، اومدم نشستم یه جایی که 33 پل جونمو خوب ببینم.بعد هی اسمارتیز خوردم و تو دلم تولدت مبارکی خوندم و به عشق مشترکمون نگاه کردم و فوت کردم سمت تهران! خلاصه توی اون سرما کلی به خودم خندیدم و لرزیدم دوست جون،فقط به خاطر تو !!! راستی فوتام رسید؟

 

دیگه هم اینکه تهرانی های محترم فرش قرمز رو پهن کنین که من اومدم...

 


 
comment نظرات ()