دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٢
 

در مورد اون مطلب پایینی و همین طور قصه (که بیشتر از اونی که فکر می کردم خونده شد) کلی حرف داشتم که بگم اما الان وقت گفتنشو ندارم پس بگذریم...

فقط کاش آدما می دونستن یه کلمه حرفشون،برخوردشون یا حتی نگاهشون چه اثری می تونه روی دیگری داشته باشه.کاش بعضیا به خودشون حق نمی دادن با هر چیزی بازی کنن هر چیزی رو مسخره کنن  کاش طرز انتقاد کردن رو بلد بودیم کاش زبونمون یه کم نرمتر بود.چند وقتی یه سری چیزا روی دلم جمع شده بود فوران کرد دیگه! عوضش تخلیه شدم.حالام خوبم.چقدر خنده داره که فاصله غم و شادی اینقدر ناچیزه نه؟ فقط کاش یه جوری میشد جای این زخما هم روی دل آدم نمونه.

 

یه چیز دیگه! مرسی دوست جونا.کاش بدونین چقدر آرومم می کنین


 
comment نظرات ()