دریای سرخ

داستان رياضيات جديد ۳
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٢
 

 

"معلمی کار خیلی مشکلی است.آنهم در این زمانه و در این محله با این بچه های بی سر و بی پا آقا! باور بفرمایید آنها " آدم بشو" نیستند.انرژی ما هم بی خود هدر میرود.سه سال است تقاضای انتقال از این ناحیه را کرده ام.خانه مان یوسف آباد است. اتومبیل هم که نمی توان آورد.مجبورم دو کورس اتوبوس سوار شوم و بیایم. آقا به جان حضرت عالی دیروز نزدیک بود از خجالت آب شوم.وسط راه یکی از شاگردانم هم سوار اتوبوس شد.پدر سوخته یکراست آمد و کنار من نشست.داشتم از خجالت آب میشدم.خوب،شاگردی هم که جرات کند در اتوبوس کنار معلمش بنشیند همین می شود که می بینید.داشت کار انتقالی ام درست میشد که رژیم عوض شد.بخشکی شانس!"

 اینها حرفهای معلم زیست شناسی است.زیست شناسی یعنی زندگی شناسی.او می گوید:"ما زنده بودن را بررسی می کنیم.ما می گوییم چه کار کنید که دیرتر بمیرید.از نظر ما مهم نیست که زندگی یعنی چه؟ ما باید زنده ماندن را مورد نظر قرار دهیم.زیست شناسی یعنی این.البته به نظر من نباید بچه هایی را که دچار کمبود ویتامین هستند به مدرسه راه بدهند.علت وجود اینهمه بچهء احمق و بی شعور در این...." تقریبا هر روز به محض جمع شدن معلمها توی دفتر حرفهایی شبیه به اینرا تکرار می کند.مثل اینکه ویتامین زیادی کار دستش داده باشد! به هر حال بعد از نطق ایشان، مطابق معمول یکی از معلمهای با تجربه مرا نصیحت میکند که:"البته حضرتعالی جوان هستید تجربه ما را که ندارید.من خیلی پدرانه به شما می گویم که این رفتار شما با شاگردان نه تناه به پرستیژ خود شما هم لطمه میزند بلکه روی ما هم بی تاثیر نیست.وقتی شما به شاگردان سلام می کنید،آنها توقعشان بالا میرود.فکر می کنند که ما هم باید به آنها سلام کنیم.آقا اینقدر به اینها رو ندهید.البته من با آنکه معلم انشا هستم،همکاران میدانند،سر کلاس من هیچکس جرات جیک زدن ندارد.حتی جرات آنکه انشاشان را هم بخوانند ندارند! معلم خوب باید جذبه داشته باشد،قاطع باشد،بتواند کلاس را ساکت نگه دارد.البته امیدوارم که ناراحت نشوید.هر چه باشد تجربه ما بیشتر از شماست."

از دفتر خوشم نمی آید.اکثرشان به زور معلم شده اند.یکی رشته دلخواهش قبول نشده،یکی کار پیدا نکرده،یکی به خاطر بازنشستگی،یکی به خاطر سه ماه تعطیلی و خلاصه بیشترشان از سر ناچاری معلم شده اند.

می خواستم از شاگردان صحبت کنم اما مگر این معلمها میگذارند؟ انگار که حسودیشان میشود!

 

 

ادامه دارد...

 


 
comment نظرات ()