دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢
 

این زلزله هه کم کم داره میرسه اینجا.فعلا تا شهرضا پیشروی کرده! می خوام از این به بعد شبا زیر پنجره ء اتاقم تو خیابون تشک بندازم که اگه نصف شبی زلزله اومد از پنجره بپرم پایین اما ارتفاعش یه کم زیاده.نمی دونم کارم عاقلانه هست یا نه.به هر حال فکر کنم آخرش له شدگیه چه بپرم چه نپرم.یاد یه چیزی افتادم.اون موقعا که خیلی آتاری بازی میکردیم یه بازی بود که یه هواپیما از اون بالا رد میشد بعد یه چتر باز ازش میپرید پایین ما باید چترشو باز میکردیم و هدایتش میکردیم تا رو تشک فرود بیاد.اگر چترش باز نمیشد محکم می افتاد قیریچی صدا میداد و له میشد کف زمین.من اینقدر خوشم میومد!  مخصوصا میلهوندمش که قیریچ صدا بده بعد قهقه بهش می خندیدم حالا احتمالا خدا می خواد انتقام اونا رو ازم بگیره

 


 
comment نظرات ()