دریای سرخ

 
نویسنده : کتایون فرح - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ آذر ،۱۳۸٢
 

عید شما مبارک

ماه رمضونم تموم شد.نسبت به پارسال برای من خیلی بهتر بود.بیشتر استفاده کردم گرچه بازم مثل اون موقعا نبود.شدم مثل پیرزنا که همش تو فکر روزای از دست رفته اند.ولی خوب به این نتیجه رسیدم که بازم جای امیدواری هست برام.بعد از چند سال جوشن کبیر خوندم.این بار نه خوابم گرفت نه وسطش فرار کردم! مکان دعا و آدمای دور و بر توی حس و حال لحظه ای آدم خیلی اثر دارن ولی به هر حال به نظر من تنهایی یه چیز دیگه است.یه شبم رفتم مسجد که ای کاش نرفته بودم.مدتی بود یادم رفته بود بعضی جاها چه مزخرفاتی رو به اسم دعا و دین به خورد ملت میدن.خیلی حرص خوردم.شب قدری نزدیک بود از حرفای یارو بلند بزنم زیر خنده خیلی جلوی خودمو گرفتم! من نمی دونم جایی که دین ما اینهمه حرفای قشنگ برای گفتن داره وقتی کمیل هست ابوحمزه هست صحیفه سجادیه هست چطور بعضیا به خودشون اجازه میدن اینقدر مقام خدا رو بیان پایین در حد یکی که باید بری در خونه اش زار بزنی گدایی کنی!

آی خونه دار و بچه دار زنبیلو بردار و بیار.بدو بدو خدا امشب داره پول و خونه و بخت تقسیم میکنه بدو جا نمونی! البته مجانی هم نمیده ها! هر چی بیشتر اشک بریزی و بلند تر داد بزنی جنس هم بیشتر تحویل میگیری... آفرین قشنگ چشماتو بچلون شاید یه قطره بیشتر بیاد! خدا هم لابد یه چیزیه تو مایه های آقای پتی بل که با اکراه دست بکنه تو جیبش و یه چیزی بندازه جلوت!طفلکی خدای خوشگلم

بگذریم...

 

برداشت من از این ماه : یه عالمه تجربهء خوب, یه عالمه فکر, یه تصمیم, یه قول! حالا تا چقدر مردش باشیم.

 

راستی ... عید شما مبارک باشه

 


 
comment نظرات ()